حکایت تقدیر از قسمت ورزش برق منطقه ای خوزستان
چندي پيش مطلبي در مورد کسب مقام دوم توسط قسمت ورزش شرکت برق منطقه اي خوزستان در زمينه عملکرد نوشته بوديم. اين اواخر نامه اي به امضاي نایب رئیس شوراي مرکزی ورزش وزارت نيرو ديدم که دلايل اين انتخاب را به شرح زير نوشته بود:
1- توسعه و فراگيري ورزش در داخل شرکت.
2- مشارکت و ميزباني مسابقات سراسري.
3- حفظ و نگهداري اماکن ورزشي.
شما را به خدا از ما ايراد نگيريد که چرا اين مطلب را در صفحه لبخند آزاد مي نويسيم چون آدمي با خواندن اين دلايل مخصوصاً اولي و سومي به جاي لبخند قهقهه مي زند. ولي چه کنيم که صفحه اي به نام قهقهه آزاد نداريم و عجالتاً شما آن را در اين صفحه از ما بپذيريد.
يکي نيست بپرسد کدام توسعه و فراگيري در داخل شرکت صورت گرفته؟ «اون» که تمام هم و غم خود را صرف خدمت به ولي نعمتان خود کرده تا بلکه رضايت آنها را جلب کند و بقاي خود را تضمين کند چه کار دارد به تعميم ورزش در داخل شرکت؟ اصلاً از نظر «اون» عامه کارکنان شرکت کيلوئي چند؟ و يا اينکه بپرسد که اين اماکن ورزشي که «اون» اينقدر خوب آنها را حفظ و نگهداري مي کند کجا هستند؟ نکند در اين دنياي مجازي اماکن ورزشي ما هم مجازي هستند؟ به هر حال ما که مشتاقيم اين اماکن ورزشي نامرئي را ببينيم و اگر کسي به ما نشان بدهد به عنوان جايزه او را به هزينه گروه کوهنوردي نيروي آزاد به يک صعود برون مرزی اعزام مي کنيم.
در خاتمه به شوراي مرکزی ورزش وزارت نيرو هم بايد گفت: دستخوش بابا گل کاشتيد.
**********************************
در بخش نظرات این مقاله شخصی با امضای مستعار «ورزشدوست» این مطلب را نوشته که آن را عیناً در اینجا برایتان کپی می کنم:
(نمی دانم اگر شما هم رئیس ورزش بودید واین مقام را کسب می کردید چگونه بر خورد می کردید آیا این اراجیف را بازهم می نوشتید ؟برادر عزیز شاید شما ادعای ورزشکار بودن بکنی ولی این کارای شما ناشی از کینه شخصیست و نه ورزشدوست بودن شما . گرچه میدانم مشکل شما همان صعود مدیران به قله قلم بود که میخواستید خودی نشان دهید و ولی نعمتی شما را دریابد و نشد . در پایان یک نصیحت برای شما دارم از این نعمت اینترنت مجانی در جهت کسترش ورزش و دوستی استفاده کن و عقده های قدیمی را فراموش کن . دوباره سر می زنم)
1- همان جمله اول «اون»که به صورت سئوال مطرح شده با غلطهای املائی و انشائی همیشگی او مشت «اون» را باز می کند و می توان فهمید که نویسنده کیست.
2- جمله دوم هم که کلمه توهین آمیز «اراجیف» در آن به کار رفته. شخصیت او را نمایان می کند و بر ادعای اینجانب مبنی بر بی ادبی او مهر تأیید می زند. باشد که حامیان «اون» به خود آیند و دست از حمایت او بردارند و بیش از این در مقابل افکار عموم کارکنان نه ایستند.
3- در جملات بعدی اشاره به مشکل بنده نموده و آن را ناشی از به اصطلاح صعود!!! قله قلم دانسته که این میزان آگاهی و سابقه ذهنی نویسنده از موارد اختلاف من و قسمت ورزش جای هیچ شک و شبهه باقی نمی گذارد که نویسنده «اون» است.
4- در ادامه «اون» مدعی شده که در آن برنامه خواسته بودم خودی نشان دهم تا ولی نعمتی مرا دریابد. اولاً با گفتن این جمله «اون» تلویحاْ به وجود «ولی نعمت» در آن برنامه اعتراف می کند منتهی قیاس به نفس فرموده و ولی نعمتان خود را ولی نعمت دیگران نیز می داند. «اون» مطمئن باشد که این ولی نعمتان به هیچ صورتی مرا در نمی یابند و مبارک خودش باشند. و من هم اگر به فکر دریافته شدن توسط آنها بودم با نوشتن این مطالب آتش خشم و کینه آنها را به جان نمی خریدم.
ما گر ز سر بریده می ترسیدیم در مسلخ عاشقان نمی رقصیدیم
از همه اینها که بگذریم بنده به فکر نشان دادن خود نیستم و اگر هم بخواهم خودی نشان دهم دهها صعودی که به قلل کوچک و بزرگ در سراسر کشور انجام داده ام و گزارش بعضی از آنها نیز در این سایت آمده مناسب ترین بستر برای این کار است و نیازی نبود که در ضیافت شما (برنامه قله قلم) شرکت کنم.
در خاتمه «اون» به من توصیه کرده که به فکر توسعه ورزش باشم. اگر چه بنده رسماً وظیفه ای در این زمینه ندارم ولی همگان شاهدند که چه از نظر مادی و چه از نظر معنوی به این فکر هستم و تلاش عملی نیز می کنم (گرارش برنامه های ما گواه این ادعا است) ولی او که موظف به انجام این امر است و به خاطر همین به اصطلاح «گسترش ورزش» مقام آورده چه کرده است؟ در زیر چند عکس از همان به اصطلاح صعودی که ایشان ذکر کرده اند می آورم تا همگان ببینند که «اون» در زمینه گسترش ورزش چه اهتمامی می ورزند.



