تنگ تهی (92)   22/8/92

  بسیاری از هم میهنان ما با شنیدن نام خوزستان، سرزمینی خشک و سوزان با درختان نخل و اکالیپتوس برایشان تداعی می شود ولی جای خوشوقتی است که خوزستان از سمت شمال تا دامنه های زاگرس ادامه پیدا می کند و با حدود دو ساعت رانندگی از مرکز استان می توان در این دامنه ها به جاهایی بسیار دیدنی رسید. یکی از این جاها دره های اطراف ...

ادامه نوشته

صعود به کوه آوالان  20/7/91

... در جاده سنندج به کامیاران، 35 کیلومتر پس از سنندج به یک راه فرعی می رسیم که به سوی دهستانی یه نام «نشور» متشکل از سه روستا به نام های «نشور سفلی»، «نشور وسطی» و «نشور علیا» می رود. این راه فرعی را در پیش گرفتیم و پس از حدود 6 کیلومتر حرکت به روستای نشور علیا رسیدیم. در انجا ماشین ها را پارک کردیم و صعود را آغاز کردیم. در طول مسیر همواره ...

ادامه نوشته

صعود به قله کلار (91)     8/4/91

   در هشتم تیرماه امسال فرصتی دست داد تا با دوستان همنوردمان در شرکت ملی حفاری صعودی به قله کلار داشته باشم. اگر چه پیش از این نیز به کلار صعود کرده بودم ولی این بار لطفی دیگر داشت زیرا فرصتی بود که با دوستانی تازه و خونگرم آشنا شوم. در اینجا جا دارد از دوست گرانقدر خودم آقای نیکخواه که گروه ...

ادامه نوشته

سفر به چلگرد  19 و 20/2/91

در نیمه دوم اردیبهشت سفری به چلگرد، مرکز شهرستان کوهرنگ داشتیم. برای رفتن به چلگرد از بازفت و برای برگشتن، از لردگان گذشتیم. در ماه اردیبهشت به جز سرزمین های گرمسیر، همه جا سرسبز و زیباست. در این روزها از بازفت تا چلگرد غوغایی بر پا بود. عده ای از ایلات بختیاری در راه رفتن به ییلاق ...

ادامه نوشته

دشت سوسن  19/12/90

دشت سوسن سرزمینی است در شمال شهر ایذه که کوه چیوه مابین آن دو قرار گرفته است و به همین دلیل باید از ایذه مسیری در حدود 35 کیلومتر را طی کنیم تا رشته کوهی را که در دنباله کوه چیوه قرار دارد دور بزنیم و به ابتدای دشت سوسن برسیم. دیدن دشت سرسبز سوسن و رودخانه کارون که از میان آن می گذرد و در آنجا از همه جا آبی تر به نظر می رسد، از بلندی های مجاور ...

ادامه نوشته

جلوه دماوند از کرکس  16/12/90

  عکس و متن زیر را دوستی در یک ایمیل برایم فرستاده است. پیش تر شنیده بودم که در روزهایی استثنایی که هوا بسیار پاک باشد، قله دماوند از بالای کرکس دیده می شود. من فکر می کردم که آنچه دیده می شود، بخشی از بالای کوه است اما وقتی این عکس را دیدم واقعاً شگفت زده شدم. دیدن دماوند با این قد و قامت و این وضوح ...

ادامه نوشته

کویر مصر  20 تا 21/11/90

چهارشنبه شب از تهران به سمت سمنان، دامغان، معلمان و جندق حرکت کردیم و صبح روز پنجشنبه به مصر رسیدیم. ناشتا را در مصر خوردیم و به سمت کویر مجاور روستا روانه شدیم. ناهار را در کویر خوردیم و عصر به روستا بازگشتیم و سپس به سمت روستای «محمدآباد کوره گز» حرکت کردیم چون برای اقامت، محلی را در آن روستا اجاره کرده بودیم. محمدآّباد روستایی متروکه و ...

ادامه نوشته

صعود به قله سهند  24/6/90

  این بار فرصتی دست داد تا همراه همکاران وزارت نیرویی، صعودی داشته باشیم به قله سهند در استان آذربایجان شرقی که در بین دو شهر تبریز و مراغه قرار گرفته است و دارای قله های متعدد و مسیرهای گوناگونی است. هم می توان از تبریز که در شمال این کوه قرار دارد به صعود این کوه رفت و هم از مراغه در جنوب آن. و حتی می توان ...

ادامه نوشته

دریاچه گهر (90)   20 تا 23/5/90

... همان گونه که پیشتر گفته ام سالها است که رفتن به «دریاچه گهر» برای من مانند یک وظیفه شده است. امسال نیز به این وظیفه عمل کردم!! اگر چه در برنامه های سالهای اخیر دیدن مناظر گهر همچون گذشته برایم تازگی ندارد و آن کنجکاوی های سالهای نخستین را ندارم ولی همنوردی با دوستان و دیدن شادمانی آنان، لذتی است که نمی توانم آن را از دست بدهم. ...

ادامه نوشته

گذر از کوه چارطاق  2/5/90

  آیا برای شما پیش آمده که لقمه تان را از پشت سر به دهان بگذارید؟ هیچکس این کار را نمی کند ولی در مثل بعضی از کارها را به این کار تشبیه می کنند. مسیر حرکت من از اصفهان به اهواز در سفر اخیرم بی شباهت به خوردن لقمه از پشت سر نبود. یعنی در این مسیر برای رفتن از «لردگان» به «دهدز» به جای اینکه از «لردگان» به «سد کارون 4» و بعد به دهدز بروم، بعد از لردگان به کوه «چارطاق» رفتم و ...

ادامه نوشته

از «کلار» تا «چال تر»  6/3/90

 دوباره به کلار رفتیم. حالا دیگر احساس می کنم که کوه کلار، برای ما یک کوه «دم دستی» شده. سوای دم دست بودنش خیلی هم جذاب و زیبا است و به اندازه کافی بدن را تحت فشار قرار می دهد. صعود ما این بار یک تفاوت با دفعات پیش داشت: مسیر برگشت ما راه همیشگی نبود و از راه دیگری بازگشتیم تا از کنار تالاب «چال تر» بگذریم ...

ادامه نوشته

گلگشت در اطراف «مال آقا»  6/12/89

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنها نميبرم.
                                                                                     برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا


گلگشت در اطراف روستای «مال آقا»
شهرستان باغ ملک
(شمال استان خوزستان)
پنجشنبه ۶/۱۲/۸۹

  مال آقا یکی از مکانهای هدف، در برنامه های گلگشت و کوه پیمایی و حتی خانوادگی در استان خوزستان است. به همین دلیل تقریباً همه کسانی که در این استان با کوه و طبیعت آشنایی دارند، آنجا را می شناسند. ولی متأسفانه ما تا کنون گزارشی از برنامه های اجرا شده در آن ننوشته ایم. شاید به این دلیل بوده که آن را دست کم گرفته ایم و یک برنامه جدی به حساب نیاورده ایم. حال متوجه اشتباه خود شده ایم. زیرا اعتقاد داریم که اجرای برنامه در آن محل هر چند سبک باشد و یا بعضاً در قالب برنامه های تفریحی صورت گیرد، دلیل بر این نمی شود که نسبت به آن بی توجه بشویم. زیرا که اولاً کسانی هستند که کوهنوردی را فقط در این حد دوست دارند و ثانیاً ممکن است هنوز هم کسانی باشند که آگاهی کافی از این مکان نداشته باشند و در جستجوی آگاهی هایی از آن محل باشند. به همین دلیل این گزارش را از برنامه ای که در تاریخ 6/12/89 اجرا کردیم، به بینندگان این تارنما تقدیم می کنیم.

  «مال آقا» نام روستایی است از توابع شهر «قلعه تل» و شهرستان «باغ ملک» در شمال استان خوزستان و دامنه رشته کوه منگشت، از رشته های فرعی زاگرس. سرشاخه های تشکیل دهنده رودخانه «رودزرد» در دامنه این کوه در نزدیکی روستای مال آقا قرار دارند و این رود از کنار این روستا می گذرد و باغهای انار آنجا را سیراب می کند. این باغها و مناظر اطراف رودخانه بسیار دیدنی هستند. یکی دیگر از دیدنی های مال آقا، یک سازه کهن آبیاری در کنار روستا است که در گویش محلی آن را «بیاره» و در اصطلاح علمی، فلوم (Flume) می نامند. (توضیح بیشتر در مورد این سازه را زیر دوعکس که از روبرو و بالای این سازه گرفته ام نوشته ام) این سازه در فصول بهار و تابستان پوشیده از گیاه «پر سیاوش» می شود و منظره زیبایی به وجود می آورد. اینها همه از جاذبه های گردشگری در مال آقا هستند.

  اگر چه آن گونه که در آغاز گزارش نوشتم، معمولاً برنامه های سبک در آن محل اجرا می شوند ولی دنبال کردن هر یک از سرشاخه های رودخانه تا سرچشمه های آن، می تواند یک برنامه سنگین و حتی بیش از یک روزه باشد. از دیگر برنامه های سنگین دیگری که می توان در مال آقا اجرا کرد یکی این است که از آن محل که در دامنه جنوب غربی منگشت قرار دارد تا دامنه های زیبای شمال شرق آن مانند دهستان «شیوند» با آن آبشارهای دیدنی بروید. و یااینکه از مال آقا به سمت قله «غارون» که بلند ترین نقطه کوه منگشت است بروید. هر کدام از این برنامه ها دو تا سه روز زمان می طلبد.

  برنامه رایج و همگانی در مال آقا این است که از ابتدای روستا، در مسیری که در کرانه راست رودخانه قرار دارد راهی در حدود 3 کیلومتر را بپیماییم تا به محل وسیعی به نام «سرتنگ» برسیم. در این محل می توان می توان استراحتی کرد و یا در فصل تابستان برای گریز از گرمای خوزستان و بردن لذت از طبیعت، شبی را بگذرانیم. اگر این مسیر را 5/2 کیلومتر دیگر ادامه دهیم، پس از گذر از مسیری کوهستانی که در بعضی از جاها از کنار دره های عمیقی می گذرد، به تنگه ای به نام «تنگ چوب بندی» می رسیم. از اینجا به بعد ادامه مسیر مشکل تر می شود و ناچار می شویم که بارها از عرض رودخانه با استفاده از پایاب ها عبور کنیم. این راه را تا جایی که برایمان مقدور باشد می توانیم ادامه دهیم...


نمودار پستی و بلندی های طی شده در مسیر

 
نمودار مسیر طی شده و همچنین موقعیت مسیر نسبت به مکانهای اطراف
   

   

   
در عکس وسط یک سد دست ساز را می بینید که اهالی برای درست کردن استخر شنا ساخته اند
   

 
این سازه سنتی که بیاره نام دارد برای انتقال آب از محلهایی که گسستگی در مسیر وجود
داشته باشد ساخته می شود. در عکس سمت چپ جریان آب را در بالای این سازه می بینید

صعود به قلعه رودخان

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                           
 
  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

 

صعود به قلعه رودخان
حومه فومن
استان گیلان
پنجشنبه ۲۲/۷/8۹

  این قلعه در حومه شهر فومن قرار دارد. شهر فومن در 25 کیلومتری غرب شهر رشت قرار دارد و قلعه رودخان نیز در 23 کیلومتری جنوب فومن است. بنابراین می توان گفت که این مکان در 50 کیلومتری رشت واقع شده است. نیازی به گفتن نیست که این فاصله همچون دیگر مسیرهای شمال بسیار سرسبز و زیبا است. به خصوص فاصله فومن تا قلعه رودخان که از میان جنگل عبور می کند. در واقع آنچه مرا به سوی این مکان کشاند، نه دیدن قلعه بلکه دیدن آن همه زیباییهای مسیر و چشم اندازهای چشم نواز آن بود که پیش تر عکسهای آن را بارها دیده بودم. نا گفته نماند که تماشای قلعه نیز خالی از لطف نیست. در سالهای اخیر در مسیر صعود به قلعه پلکان کار گذاشته اند که تعداد آن را در حدود هزار اعلام می کنند.  مشخصات قلعه و مسیر آن را روی تابلو هایی نوشته بودند که عکس آنها را در گزارش آورده ام. عکسهایی نیز از مسیر و محوطه قلعه گرفته ام که می بینید. برخی از مشخصات فنی مسیر را نیز در زیر می نویسم:

ارتفاع ابتدای مسیر پلکانی: 320 از سطح دریا
ارتفاع بالاترین بنای قلعه: 778 متر از سطح دریا
طول مسیر پلکانی: 2 کیلومتر

 

   

   

   

   

صعود به قله یخچال همدان 15/7/89

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                           
 
  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

صعود به قله یخچال
همدان
پنجشنبه ۱۵/۷/8۹


محلی موسوم به خانه های ییلاقی در انتهای دره مراد بیگ در مسیر صعود به قله یخچال

ارتفاع نقطه آغاز: ۲۰۶۰
ارتفاع قله: ۳۵۷۸
طول مسیر: ۱۲ کیلومتر

 
  در بین کسانی که در شهر همدان زندگی می کنند، اگر کسی علاقمند به کوه نوردی باشد، هیچ کم و کسری احساس نمی کند. دست کم برای کسانی چون من که در یک سرزمین جلگه ای ساکن هستیم این گونه به نظر می رسد.
  وجود کوههای پر شمار با درجات سختی گوناگون در نزدیکی این شهر و تنوع مسیر های کوه نوردی و همچنین جلوه های گوناگون آنها در هر فصل از سال، شرایطی این چنین مناسب را به وجود آورده است. علاوه بر این شرایط مناسب، دسترسی به این کوهها در کمترین زمان و کوتاه ترین فاصله انجام می گیرد. مثلاً اگر از مرکز شهر راه خیابان بوعلی را به سمت جنوب در پیش بگیرید، و مستقیم ادامه دهید، در نهایت سر از قله یخجال در می آورید!!

  این بار صعودی به قله «یخچال»، بلندترین قله از کوههای همدان داشتیم. همراه دیگر کوه نوردان وزارت نیرو. همان گونه که در بالا گفتم مسیر صعود به این کوه از دره ای به نام «دره مرادبیگ» آغاز می شود که این مکان در انتهای خیابان بوعلی همدان است. در حدود پنج کیلومتر از مسیر از میان کوچه باغهای دره مرادبیگ می گذرد که بخشهایی از ابتدای این مسیر، به خیابان کم عرضی تبدیل شده است. به منظور پرهیز از اتلاف وقت می توان این تکه از راه را با وانت و یا خودرو مناسب دیگری پیمود ولی پیاده روی نیز در این مسیر زیبا خالی از لطف نیست. در بین راه رودخانه ای در جریان است و چشمه هایی نیز وجود دارد. بنابر این از لحاظ تأمین آب مورد نیاز، کمبودی وجود ندارد. دو پناهگاه در این مسیر ساخته شده که در روی عکسهای مسیر صعود محل آنها را نشان داده ام. در بالای کوه، دیدگاههای زیبایی از شهرهای همدان و تویسرکان و سد اکباتان و چشم اندازهای دیگر وجود دارد که با دیدن آنها، خستگی راه از تن بیرون می رود.
  زمان آغاز برنامه ساعت 6 بامداد بود و زمانی که من به قله رسیدم 12:15 بود. بسته به توان افراد این فاصله کمتر و یا بیشتر می شود.

  در پایان جا دارد که از مسئولین کمیته ورزش صنعت آب وبرق استان همدان و به خصوص دوست ارجمندم آقای ناصر هاشمی که در اجرای بسیار خوب این برنامه نقش داشتند، تشکر کنم.


نمودار پستی و بلندی های طی شده در مسیر صعود 

 

 
نمایش مسیر صعود روی تصویر ماهواره ای       نمایش موقعیت اجرای برنامه در منطقه  
   
عبور از دره مراد بیگ                پناهگاه مرحوم ایزدی                 در نزدیکی پناهگاه
   
تصاویر یادگاری در بالای قله
   
تصاویر دیگری از بالای قله و محل استراحت در پناهگاه

تصاویری از چند محل دیدنی در شهر همدان

   
آرامگاه پور سینا                          آرامگاه بابا طاهر                  آرامگاه استر و مردخای

صعود به کوه لاسه سر گیلان 14/5/89

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                           
 
  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

صعود به کوه لاسه سر
جنوب غرب شهر ماسوله
(استان گیلان)
پنجشنبه ۱۴/۵/8۹

 
نمایی از کوه شاه معلم از فراز کوه لاسه سر

ارتفاع نقطه آغاز: 960
ارتفاع نقطه پایان: 2310 متر
طول مسیر: 1/8 کیلومتر


نمودار پستی و بلندیهای پیموده شده در مسیر

  لاسه سر، نام کوهی است از رشته کوه البرز و در جنوب غرب شهر ماسوله. ارتفاع آن در بلند ترین نقطه 2700 متر است. مسیر آن از ابتدای ورودی شهر ماسوله، و در ارتفاعی نزدیک به 900 متر شروع می شود و پس از عبور از راهی که بیشتر آن پوشیده از جنگل است می گذرد. در بین راه به چند جویبار و چشمه بر می خوریم ولی به علت وجود عشایر در آن منطقه، برای نوشیدن آب باید احتیاط کرد و فقط از چشمه ها استفاده شود. شایسته گفتن است که «لاسه سر» تحریف شده  «لاخه سر» است که «لاخه» در زبان گیلکی به معنای «تکه» و یا «قطعه» می باشد. وجه تسمیه آن شاید به این خاطر باشد که در بالای سر این کوه قطعه سنگ بزرگی قرار دارد.

  در طول راه و از همان ابتدای مسیر دیدن مناظری مانند شهر ماسوله و آبشار ماسوله چشم نواز است و بیشتر که بالا رویم، کوههای اطراف مخصوصاً کوه شاه معلم را می توان دید. در بالای کوه علاوه بر ماسوله، شهرهای فومن و رشت نیز قابل دیدن هستند.

  این صعود، یکی از صعود های سراسری کارکنان وزارت نیرو بود که به میزبانی شرکت برق منطقه ای استان گیلان برگزار شد که جا دارد از زحمات همکاران خود در آن شرکت، به خصوص دوستان قدیمی خود آقایان فردی و بحری و حامدی تشکر نمایم.

 
مسیر صعود از ماسوله تا لاسه سر                موقعیت مسیر صعود در منطقه     
با استفاده از تصاویر ماهواره ای گوگل ارث
   
تصاویری از مسیر صعود
   
 آبشار ماسوله از دوردست          تصویر دیگری از مسیر صعود    شهر ماسوله از بالای لاسه سر
   
               من و آقای بحری       من و آقایان بختیاری و کاظم زاده    من و آقایان آشوریان و سعدی 
   
تصاویری از دیدنیهای شهر ماسوله

صعود به قله بدر کردستان  24/2/89



  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنها نميبرم
.
                                                                                     برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا


صعود به قله بدر
جنوب شهر قروه
(استان کردستان)
3۲۶۵ متر
پنجشنبه ۲۳/۲/۸۹ 

 
نمایی از کوه بدر

ارتفاع مبدأ: ۲۳۷۰ متر
کمترین ارتفاع مسیر: ۲۳۴۰ متر
ارتفاع قله: ۳۲۶۵ متر
طول مسیر: ۶۷۰۰ متر

   در 23 اردیبهشت 89 صعودی داشتیم به قله کوه بدر در استان کردستان. این صعود نیز در قالب صعودهای سراسری کارکنان وزارت نیرو انجام شد. محل این کوه در 13 کیلومتری جنوب شهر قروه است. و شهر قروه نیز در 85 کیلومتری شرق سنندج قرار دارد.  این اولین برنامه سال 89 بود و طبق معمول که اولین برنامه در هر سال، برنامه ای سبک است. این صعود نیز صعودی سبک و کوتاه مدت بود.
  چون فاصله بین انجام این صعود و نوشتن گزارش آن زیاد شده و من از حال و هوای آن خارج شده ام، شرح زیادی نمی نویسم و فقط به نوشتن اطلاعاتی مختصر و طبق معمول نشان دادنم مسیر صعود روی عکسهای ماهواره ای اکتفا می کنم.


نمودار پستی و بلندیهای پیموده شده در مسیر

 

   
نمایش مسیر پیموده شده روی عکسهای ماهواره ای گوگل ارث
   

   

   

صعود به قله کلار 89   31/4/89

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنها نميبرم.                                             برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا


صعود به قله کلار(Kallar)
مسیر «چیرو» در حومه گندمان
شهرستان بروجن
(استان چهارمحال و بختیاری)
3600 متر
پنجشنبه ۳۱/۴/۸۹

  در تاریخ 31/4/89 صعود دیگری داشتیم به قله کلار از مسیر «چیرو» در استان چهار محال و بختیاری. پیش از هر چیز توضیح دهم که «چیرو» در اصل «چیراب» است که در گویش بختیاری به آن «چیرو» گفته می شود و به معنای آب در حال ریزش و یا تراوش است. علت نامگذاری این مسیر به این نام نیز این است که در کنار مسیر صعود به این قله جویباری از این کوه در حال ریزش است. در سالهای پیش نیز چند بار به این قله صعودهایی داشته ایم. این بار کوشش می کنم که گزارش مختصر تر و مفید تری نسبت به دفعات پیش ارائه دهم. باشد که بتواند برای دیگران مفید باشد.


ابتدای مسیر:  چشمه ای به نام «چشمه گود» در محلی حد فاصل «حسین آباد» و «نصیر آباد» از روستاهای بخش گندمان از شهرستان بروجن در استان چهارمحال و بختیاری.


جاذبه های کوه:

  • وجود یک جوی آب گوارا و سرچشمه آن در مسیر که نیاز به آب را تا ارتفاع 2865 متری برطرف می کند.
  • وجود یک باغ در اوائل مسیر (باغ چیرو) که می توان از این محل برای خوردن ناشتا و یا اقامت شبانه  به منظور کوتاه کردن برنامه صعود در روز بعد استفاده کرد. (کاری که ما، در این صعود کردیم)
  • وجود چشم اندازی زیبا به تالاب بین المللی گندمان در طول مسیر.
  • وجود دریاچه ای دیدنی در نزدیکی قله که اگر مانند سالهای اخیر، خشکسالی نباشد، همیشگی است. نام این دریاچه به زبان عشایر ترک زبان محل «قزل گیل=Ghezel Geyl» است که به معنای دریاچه سرخ است. گیل همان گول به زبان آذری است.
  • اگر برنامه صعود در اواخر اردیبهشت اجرا شود، در طول مسیر، گلهای لاله واژگون و بوته های گیاهان کوهی بسیار چشم نواز است. البته در این فصل، بخشهایی از مسیر پوشیده از برف و یخ است.
  • در دسترس بودن کوه. به این معنا که مبدأ صعود فقط 12 کیلومتر با شهر گندمان فاصله دارد و با تاکسی به آسانی می شود به آنجا رفت. ضمناً شهر گندمان در مسیر خوزستان به اصفهان قرار دارد و فاصله آن تا بروجن، 20 کیلومتر و تا اصفهان 120 کیلومتر است.

  لازم به گفتن است که در اجرای این صعود، با وجود آن که از مبدأ تا قله، 1400 متر اختلاف ارتفاع وجود دارد ولی طول مسیر، کوتاه و کمتر از 6 کیلومتر است. در نتیجه شیب آن تند است و تقریباً در هر صد متر مسیر باید 25 متر بالا رفت. ولی در عوض در صورت آمادگی بدنی، زمان صعود کوتاه می شود.

جدول نقاط مهم در مسیر صعود با ذکر ارتفاع و فواصل بین آنها:

نام مبدأ

ارتفاع مبدأ

نام مقصد ارتفاع مقصد فاصله به متر
چشمه گود ۲۲۳۰ باغ چیرو ۲۴۶۰ ۱۲۰۰
باغ چیرو ۲۴۶۰ چشمه ۲۸۶۵ ۱۳۰۰
چشمه ۲۸۶۵ دریاچه ۳۴۳۰ ۲۳۰۰
دریاچه ۳۴۳۰ قله ۳۶۰۰ ۸۸۰

 
نمودار پستی و بلندیهای پیموده شده در مسیر صعود 


 


دریاچه ای که در نزدیکی قله منظره زیبایی به وجود می آورد و در سالهای عادی معمولاْ
پر آب است ولی به خاطر خشکسالی های چند ساله اخیر، آب آن تا آخر تابستان دوام
نمی آورد. ولی ما همچنان آنجا را دریاچه می نامیم.
 

 
این نیز عکسی از دریاچه پر آب که در صعودی دیگر در تاریخ ۱۲/۵/۸۵ گرفته شده

 

 
در این تصاویر موقعیت کوه کلار و همچنین مسیر صعود آن را روی
عکسهای ماهواره ای گوگل ارث نشان داده ام.


چشم اندازی از تالاب بین المللی گندمان در آغاز مسیر
   
عکسی باآقای خادم راننده اتوبوس         این عکسها در نزدیکی باغ چیرو گرفته شده است         
که تقریباْ عضوی از گروه ما شده!!                                                                                    
   
     شب هنگام در باغ چیرو     منظره ای از جویباری زیبا و سرچشمه آن که تا ارتفاع ۲۸۶۵ متری
                                         در کنار مسیر قله قرار دارد
   
                  دریاچه                   اندکی صبر، قله نزدیک است      قله و نخستین صعود کنندگان  
   
ما سه نفر: نورعلی داموغ، مهدی فضلعلی و علی اکبر قلمی در بالای قله 
   
عکسی از همنوردان                        در باغ چیرو                       درکنار تالاب گندمان  
در کنار دریاچه سابق!!                        استراحتی دلچسب پس از صعودی دلچسب      

  
این عکس که در تاریخ ۱۲/۵/۸۵ از بالای قله گرفته شده، دریاچه را پرآب نشان می دهد

گلگشتی در هفت چشمه  10/2/89

   وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنها نميبرم.
                                                                                   برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

کوه پیمایی در هفت چشمه
(اطراف قلعه تل-شهرستان باغ ملک)
استان خوزستان
جمعه ۱۰/۲/۸۹ 

 

  همه ساله از سوی شرکت ما یک برنامه کوه پیمایی خانوادگی برگزار می شود. امسال این برنامه در تاریخ 10/2/89 برگزار شد. اگر چه من در آن تاریخ بازنشسته شده بودم ولی به خاطر اینکه در پایان کار در شرکت، خدمتی به دوست عزیزم آقای علیرضا آشوریان که به تازگی رئیس ورزش شرکت شده اند کرده باشم، به ایشان مسیر «هفت چشمه» را پیشنهاد دادم و برای بهتر اجرا شدن این برنامه از دوست عزیز دیگرم آقای احمد آقایی، رئیس هیئت کوهنوردی ایذه قول همکاری گرفتم. البته بر هیچکس پوشیده نیست که بیشترین زحمات اجرای این برنامه بر دوش سرکار خانم احمدی کارشناس دلسوز ورزش شرکت و همسر ورزشدوست او آقای مهندس پیمانی بود که همه زحمات برنامه ریزی و تدارکات و خرید و بسته بندی آذوقه این برنامه را همچون همیشه بر عهده گرفته بودند.

  این برنامه نه مسیری طولانی داشت و نه ارتفاع قابل توجهی. چون نباید فراموش کنیم که در بین شرکت کنندگان این برنامه هم افراد سالخورده و هم کودکان خردسال شرکت داشتند. در عوض مزایایی داشت که می توان به خاطر آنها، این مسیر را به  عنوان یک مسیر پیشنهادی برای اینگونه برنامه ها ارائه داد که برخی از آنها را شرح می دهم:

  • به جای انتخاب یک مسیر مسطح طولانی و کسل کننده مسیری است که در عین کوتاهی، صعود قابل توجهی نیز در آن وجود دارد.
  • وجود چشمه آب در مسیر، آنهم در منطقه آب و هوایی خوزستان امتیازی قابل توجه است.
  • وجود سایه سار در کنار چشمه موقعیتی بود برای استراحت کسانی که توان ادامه صعود در مسیر را نداشتند.
  • از آنجایی که این مسیر برای همه همکاران شرکت کننده تازگی داشت، فرصتی بود برای بیرون آمدن از چرخه برنامه های تکراری سالهای گذشته.

  به هر حال روز خوشی بود و به یادبود آن روز عکسهایی از آن برنامه را در ادامه گزارش می بینید.


 

 
نمایش موقعیت اجزای برنامه و همچنین مسیر برنامه در منطقه           
   

   

   

   

صعود به قله دلا  30/11/89

   وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنها نميبرم.
                                                                                 برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

 

صعود به قله دلا
(شمال شرق مسجدسلیمان)
استان خوزستان
جمعه ۳۰/۱۱/۸۸ 


نمایی از شط شیمبار (شیرین بهار) و کوههای شمال خوزستان از فراز قله دلا

  در تاریخ 30/11/88 صعودی به قله دلا داشتیم. مدتها از آن صعود گذشته و در این مدت من فرصت نوشتن گزارش آن را نداشتم. ولی به هر حال بایستی به عنوان یک گزارش انجام شده، آن را در سایت گروه ثبت می کردم. به این دلیل به صورتی مختصر و با تعداد کمی عکس این کار را انجام دادم. برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر می توانید به گزارش صعود سال 86 گروه ما مراجعه کنید.

 

   

   

صعود به کوه آسماری  2/11/88

   وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنها نميبرم.
                                                                                   برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

صعود به آسماری
(بین مسجدسلیمان و باغ ملک و هفتکل)
استان خوزستان
جمعه ۲/۱۱/۸۸ 

 


یکی از مناظر روی خط الرأس آسماری

  کوه آسماری مانند سایر کوههای رشته کوه زاگرس جهتی شمال غربی به جنوب شرقی دارد. در شمال غرب آن روستای «گل گیر» از توابع مسجدسلیمان و در جنوب شرق آن نیز روستاهای «پیرموسی» و «آب لشکر» در نزدیکی شهر «باغ ملک» قرار دارند. این کوه را شاید بتوان نزدیک ترین کوه قابل توجه برای صعود، به اهواز دانست. کارخانه سیمان کارون که معمولاً صعود را از آنجا شروع می کنند 150 کیلومتر از اهواز فاصله دارد و دارای 400 متر ارتفاع از سطح دریا است و از آنجا می توان تا ارتفاع 1300 متری روی خط االرأس کوه صعود کرد. البته بالاترین نقطه کوه ارتفاعی در حدود 1400 متر دارد که اگر بخواهیم به آن نقطه برسیم باید مسافت بسیاری را روی خط الرأس بالا و پایین برویم.

  در روزی که طبق پیش بینی هواشناسی انتظار یک روز آفتابی را داشتیم، در فواصلی از زمان ابرهای کم ارتفاع کوه و ما را در بر می گرفتند و حرکت ابرها را در اطرافمان می دیدیم. و حتی در حدود یک ساعت بارش باران همراه با تگرگ های ریز را در هنگام حرکت روی خط الرأس شاهد بودیم. همه این رویدادها باعث شد که صعود خسته کننده به این کوه خشن بر ما آسان تر شود.
  کوه آسماری دیدگاههای زیبایی نیز دارد که در این روز چون هوا صاف نبود نماهای دوردست دیده نمی شد.

همنوردان ما در این برنامه به این شرح بودند:

1- محمدرضا ساکیان                 12- رضا محمدی                    23- حسین حیدری
2- حسین داوری زاده                13- غلامرضا احمدی              24- مژگان نجفی
3- علی حقیقی                       14- حدیث ابدالی                   25- عارف وایلی
4- علیمحمد حسین پور             15- علیرضا وحیدیان فر           26- محمد پورمسلمی
5- گیتی فیروزی                      16- مهدی فضلعلی                 27- سجاد اشرف پور
6- سارا حسین پور                   17- امیر افشاری                    28-  احمدرضا زنگنه
7- سیاوش آیباقی                    18- غلامرضا کاکائیان              29- منوچهر زنگنه
8- مسعود وحیدی                    19- عباس حجازی                 30- فرداد عزیزکریمی
9- علی وکیل                          20-          کاکولکی                 31- اردشیر روحی
10- غزاله وکیل                       21- اشکان احمدجمال             32- داریوش صیدالی
11- مبین محمدی                    22- علیرضا احمدی                33- علی اکبر قلمی


نمایش مسیر صعود و موقعیت کوه آسماری روی عکس ماهواره ای

 

   
آغاز برنامه، کنار کارخانه سیمان                         مناظری از ابتدای مسیر                           
   
    یکی از شیبهای تند           منظره ای از روستای گل گیر        بخشی از مسیر خط الراس
   
این همان عقاب بیجاره ای است      تک درختی از باغ بی برگی                   آسماری در ابر             
که روزی زسر سنگ هوا خاست!!                                                                                         
   
مناظری از روی خط الرأس آسماری
   

   

صعود به کوه تنوش 88     25/10/88

   وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنها نميبرم.
                                                                                   برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

صعود به کوه تنوش(Tenowsh)
(جنوب شرق ایذه)
۲۸/۱۰/۸۸


یکی از چشم اندازهای زیبای کوه تنوش

  روز جمعه 25 دی ماه 88 فرصتی دست داد تا همراه همکاران شرکتی صعودی به کوه تنوش داشته باشیم. در سالهای پیش چند صعود دیگر از مسیرهای مختلف بر این داشته ایم. این بار مسیری را که از کنار اولین مرغداری بعد از روستای بردگپی می گذرد و در سر راه یک گوراب دارد، انتخاب کردم (گوراب یک گودال کم عمق است که به طور طبیعی و یا دستی در کوهستان ایجاد می شود. در جاهای مرتفعی که دسترسی به آب وجود ندارند، چوپانان از این گورابها برای سیراب کردن گله ها استفاده می کنند.) در مورد موقعیت این کوه و چند و چون صعود به آن در گزارشهای سالهای پیش مطالبی نوشته ام به همین دلیل در این گزارش به همین بسنده می کنم و فقط همین را می گویم که امسال بر خلاف دوسال گذشته این کوه بر اثر بارندگی کافی سر سبز شده بود. 


نمودار مسیر طی شده و موقعیت کوه تنوش در منطقه روی عکس ماهواره ای

   
ابتدای مسیر، کنار مرغداری                                 تصاویری از مسیر صعود                        
   
تصاویر دیگری از مسیر صعود
   
چشم اندازهایی از بالای کوه تنوش
   

تل خیاط  18/10/88

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                                  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

کوه پیمایی در تل خیاط (Tol Khayat)
بین شوشتر و مسجد سلیمان
استان خوزستان
جمعه  ۱۸/۱۰/۸۸


قامت سر به فلک کشیده!! تل خیاط

  تل خیاط را بیشتر کسانی که در جاده اهواز – مسجدسلیمان رفت و آمد می کنند، می شناسند. بلندای زیادی ندارد ولی چون در کوهپایه های کم ارتفاع زاگرس جای دارد، از همه جا به شکل یک مثلث دیده می شود. همین مشخصات کافی است تا دوستداران کوه را برای صعود به آن مشتاق کند.

 

  ارتفاع تل خیاط ۴۹0 متر است ولی راهی که برای رسیدن به آن باید پیمود، 11 کیلومتر است که حدود 5 کیلومتر آن دشت است. ساعت ۸ از درب خزینه کار را شروع کردیم و ساعت ۱۷ به نقطه آغاز بازگشتیم زمانی که ما برای رفتن از درب خزینه تا تل خیاط گذراندیم ۵ ساعت و برای برگشتن ۴ ساعت بود. البته زمانهایی که برای استراحت و خوردن ناشتا در هنگام رفتن و خوردن ناهار در برگشتن گذشت نیز در در دل همین زمانها است. روی هم رفته کار سختی نیست ولی یک روز تعطیل را پر می کند. به خصوص اگر هوا بهاری و زمین سبز باشد. از اهواز تا روستای درب خزینه (در خزینه، در خزانه) را با ماشین رفتیم و از آنجا برنامه را آغاز کردیم.  علی اکبر قلمی

   
نمایش مسیر درخزینه تا تل خیاط       منظره ای از مسیر               قله تل خیاط از نزدیک         
در عکس ماهواره ای                                                                                 
   

صعود به قله بیلوا 20/9/88

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                                  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

صعود به قله بیلوا
شهر ایذه - روستای کل چنار
استان خوزستان
جمعه  ۲۰/۹/۸۸ 

ارتفاع نقطه آغاز: 960 متر
ارتفاع قله: 1755 متر
طول مسیر رفت و برگشت: 9 کیلومتر


چشم اندازی از بالای قله بیلوا

   بعضی از کوهها خصوصیاتی دارند که بر جذابیت آنها می افزاید. داشتن راه دسترسی آسان، وجود چشمه ها و زیباییهای مسیر از آن جمله اند. ولی بعضی از کوهها چشم انداز زیبایی نیز دارند که باعث می شود کوهنوردان پس از صعود با تماشای این چشم اندازها خستگی از تن به در کنند. کوه بیلوا از این نوع کوهها است. این کوه که در شرق دریاچه سد شهید عباسپور (کارون 1) و در میان کوههای «کمر آب» و «جلا» قرار دارد دارای حد اقل چهار قله قابل توجه است که ما تابحال موفق به صعود به سه قله آن شده ایم. قله ای که این بار هدف صعود ما بود چهار سال پیش توسط گروه خودمان به جامعه کوهنوردی کشف و به جامعه کوهنوردی معرفی شد. (در این زمینه مطلبی نوشته ام که بد نیست بخوانید) برای رسیدن به پای این کوه ابتدا به روستای «کل چنار» در 36 کیلومتری ایذه رفتیم و پس از پیمودن 5/4 کیلومتر راه و 800 متر صعود به قله آن رسیدیم و از بلندای آن نظری به کوههای «منگشت»، «مافارون»، «زردکوه»، «میلی»، «کینو»، «کمر آب»، «شو» و ... انداختیم.

  عکسهای این برنامه توسط چند تن از همنوردان گرفته شده که زیباترین آنها کار آقای حنیف تقی پور است که با دوربین SLR نیکون مدل D90 گرفته است.

اسامی همنوردان گروه به ترتیب حروف الفبا:

۱- سیاوش آیباقی                         ۱۲- علی محمد حسین پور             ۲۳- اشکان نظام پور
۲- اشکان احمدجمال                     ۱۳- سارا حسین پور                     ۲۴- حسین نعمتی
۳- علی رضا احمدی                      ۱۴- حسین حیدری                       ۲۵- عارف وائلی
۴- غلامرضا احمدی                       ۱۵- حسین داوری زاده                  ۲۶- مسعود وحیدی
۵- عبدالحسین اسکندری                ۱۶- مرضیه رضایی                       ۲۷- شایان وحیدی
۶- سجاد اشرف پور                       ۱۷- مهشید شبرو                        ۲۸- شهریار وحیدی
۷- محمد پورسلیمی                      ۱۸- گیتی فیروزی                        ۲۹- جاوید وحیدی
۸- فریدون پیروزمند                         ۱۹- علی اکبر قلمی                    ۳۰- علیرضا وحیدیان فر
۹- عبدالرضا پیمانی                       ۲۰- غلامرضا کاکائیان                    ۳۱- مهسا هژیر
۱۰- الهه پیمانی                           ۲۱- امیر مشهدی                       ۳۲- علیرضا یغمایی
۱۱- حنیف تقی پور                        ۲۲- سیاوش معینی


نمودار پستی و بلندیهای طی شده

 

 
مسیر طی شده روی تصویر ماهواره ای                   نمایی از کوه بیلوا             

   
تصاویری از گروه در مسیر صعود
   
تصاویری از مناظر مسیر صعود
   
تصاویر دیگری از صعود و فرود و یک پدیده جالب در کوه که شباهت به کمد دیواری داشت
   
تصاویری از دریاچه سد شهید عباسپور و روستای کل چنار از بالای کوه بیلوا
   
                عکسهای دسته جمعی گروه در بالای کوه                آخرین عکس در هنگام بازگشت
   
       تصویری از من، حاصل       سامان پناهی، به او قول دادم   یکی از مردان روستای مجاور بیلوا 
     هنرنمایی حنیف تقی پور     که عکسش را در گزارش بیاورم                                             

صعود به فدلک شوشتر  6/9/88

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                                  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

 

صعود به کوه فدلک
شهر شوشتر
استان خوزستان
جمعه  ۶/۹/۸۸

 

  فدلک کوهی است در فاصله 5 کیلومتری شمال شرق شوشتر. با ارتفاع 335 متر از سطح دریا. با توجه به ارتفاع 50 متری شوشتر از سطح دریا نیازی به توضیح نیست که صعود به این کوه با این فاصله و این ارتفاع، نمی تواند یک برنامه کوهنوردی به حساب بیاید ولی نمی توان انکار کرد که وجود این بلندی در نزدیکی شهر شوشتر فرصت ممتازی است برای مردم این شهر و حتی شهرهای نزدیک به آن که در آخر هر هفته برنامه های ورزش همگانی و خانوادگی را در آن اجرا کنند.

  طبق پیش بینی هواشناسی در این روز هوا بایستی بارانی می شد و در یک روز بارانی هم کاری بیشتر از صعود به فدلک نمی توان کرد!! به همین دلیل هم آقای رادمنش که زحمت برنامه ریزی این کار را کشید، نام این برنامه را «صعود بارانی» گذاشته بود اما در عمل دیدیم که باران به ما جاخالی داد و به جای صبح از شب و بعد از بازگشت ما به اهواز بارید.

  از اهواز نه نفر بودیم که به شوشتر رفتیم. در شوشتر هم یکی دیگر از دوستان به ما ملحق شد. جمع خوبی بود و برای من خاطره یک روز خوب رقم خورد به خصوص هنگامی که در بالای فدلک آقای خضری و دوستانش را دیدیم. با توجه به آشنایی او با محل، در بازگشت ما را به مسیری راهنمایی کرد که برایمان هم تازگی داشت و هم دیدنی هایش شگفت انگیز بود. ناهار را همگی در یکی از پارکهای شوشتر خوردیم و بدین سان صعود به فدلک برای ما به یک خاطره فراموش نشدنی تبدیل شد.
 


نمایش پستی و بلندیهای طی شده در مسیر

 

تصاویری از مسیر طی شده 

   

   

   

     

صعود به دالانکوه اصفهان  28/8/88

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                                  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

 

صعود به دالانکوه
شهر دامنه
استان اصفهان
پنجشنبه ۲۸/۸/۸۸


 ارتفاع نقطه شروع: 2500 متر
ارتفاع نقطه پایان کار: 3125 متر
طول مسیر پیموده شده: 3.4 کیلومتر

  دالانکوه نام کوهی از رشته کوه زاگرس میانی است که خط الرأسی به طول تقریبی 60 کیلومتر دارد و در میان سه شهرستان «فریدن»، «تیران و کرون» و «چادگان» و در استان اصفهان قرار دارد. از آنجایی که در بخشی از این کوه دو خط الرأس موازی وجود دارد و حد فاصل آنها فضایی شبیه دالان به وجود آورده، به «دالانکوه» مشهور شده است. بلند ترین نقطه آن 3915 متر ارتفاع دارد. در طول خط الرأس آن قله های چندی با ارتفاع بالای 3000 متر وجود دارد که هر کدام می تواند هدفی برای یک صعود باشد. در فاصله بین دو شهر عسکران و دامنه و به فاصله اندکی از جاده، چانپناهی ساخته شده که می تواند جهت اقامت شبانه کوهنوردانی که از فواصل دور برای صعود به این می روند مورد استفاده قرار گیرد.

  این صعود را در قالب صعود سراسری کارکنان وزارت نیرو که به میزبانی شرکت برق منطقه ای اصفهان صورت گرفته بود انجام دادیم. متأسفانه به دلیل برنامه ریزی نادرست میزبان و بارش برفی که دو روز پیش از صعود باریده بود. این صعود در ارتفاع 3125 و پیش از رسیدن به قله ناتمام ماند. (بنا به گفته میزبان، ارتفاع قله در آن مسیر 3600 متر بود.) برخی از عللی که باعث عدم موفقیت این برنامه شد به شرح زیر بود:


   1- فاصله زیاد محل اسکان کوهنوردان تا محل صعود که بهتر بود شب پیش از صعود کوهنوردان در جانپناه اقامت می کردند. حتی در صورت کمبود جا، برپا کردن چادر و کمپینگ کار مشکلی نبود.
   2- عدم نظارت درست و ناهماهنگی در حمل و نقل به گونه ای که مینی بوسی که ما در آن بودیم در هنگام انتقال کوهنوردان مبادرت به سوخت گیری کرد و باعث شد از بقیه عقب بماند و به دلیل بلد نبودن مسیر مسافتی اضافه طی کرد و برگشت. بعد از فرود از کوه هم هنگامی که بعضی از کوهنوردان در حال انتقال به اصفهان بودند با خبر شدیم که در جانپناه مراسمی در حال انجام است و انتقال کوهنوردان بدون هماهنگی بوده است!!
   3- بعد از این همه اتلاف وقت، توزیع آذوقه بین راه در جانپناه نیز زمان زیادی از وقت گرانبهای اول روز را گرفت. حال آنکه این کار می توانست در شب پیش صورت گیرد. نتیجه این شد که صعود، در ساعت 8:30 آغاز شد و به دلیل کمبود وقت ناتمام خاتمه یافت.
  وجود این کاستی ها در شهری که نصف جهان لقب گرفته دور از انتظار بود.


نمودار پستی و بلندیهای طی شده در مسیر 


نمایش مسیر صعود روی تصویر ماهواره ای گوگل ارث

تصاویری از مسیر صعود

    

   

کوه پیمایی در تنگ قاف 22/8/88

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                                  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

 

صعود به تنگ قاف
روستای باجول
شمال استان خوزستان
جمعه ۲۲/۸/۸۸


نمایی از دریاچه سد کارون ۳

   امسال نیز مانند سال پیش نخستین برنامه درون استانی خود را در تنگ قاف اجرا کردیم. شاید در آینده نیز بارها این برنامه را تکرار کنیم. برای این کار هم دلایلی داریم که در گزارش این برنامه در سال 87 نوشته ایم که بخش کوچکی از این گزارش را در زیر می نویسم:

  تا آبان ماه سال 83 در شمال خوزستان و در بین راه ایذه به دهدز و در دامنه شمالی رشته کوه منگشت، روستایی وجود داشت به نام «باجول» که با آبگیری سد کارون 3 به زیر آب رفت. در بالادست این روستای سابق، تنگه ای قرار دارد که «تنگ قاف» نامیده می شود. وجه تسمیه آن هم این است وقتی به این تنگه وارد شویم در روبروی خود و در مقطعی از کوههای دو طرف تنگه، نقش حرف «ق» از حروف الفبا را می بینیم. البته باید می دیدیم ولی ما که چنین چیزی دستگیرمان نشد!! (معمولاً نامگذاری در طبیعت توسط عوام صورت می گیرد ولی این بار توسط یک باسواد صورت گرفته و اینطوری از آب درآمده!!)

  پارسال از شب پیش، در نزدیکی محل کوه پیمایی اقامت کرده بودیم و صبح زود برنامه را شروع کردیم ولی امسال برنامه را یک روزه کردیم و تا از اهواز به ساحل دریاچه کارون 3 رسیدیم ساعت به 9:30 رسید و در آن سوی آب از ساعت 10 برنامه را آغاز کردیم. مسیرمان همان مسیر سال پیش بود و در ساعت 17:30 کارمان تمام شد و آماده سوار شدن به بارج برای بازگشت شدیم.

   نکته جالب این بود که در این روز یک جشن عروسی در روستای باجول یعنی در ابتدای برنامه ما برگزار می شد و در شناوری که ما را از دریاچه عبور داد، همراه عده بسیاری از شرکت کنندگاه در این جشن بودیم که تصاویری از این فرصت زیبا در گزارش آورده ایم. 


نمودار فراز و نشیب طی شده در طول راه 

 
نمایش مسیر روی تصاویر ماهواره ای گوگل ارث
   
                 گذر از دریاچه همراه کاروان عروسی                          نمایی از ساحل سمت چپ
   
آغاز راه پس از پیاده شدن از بارج  شوق کودکان در جشن عروسی            نمای از مسیر             
   
تصاویری از مسیر کوه پیمایی
   
تصاویر دیگری از مسیر
   
محل خوردن ناهار                                             عکسهای دستجمعی                       
   
    خسته و کفته در انتهای مسیر و در انتظار رسیدن بارج            و سرانجام بازگشت با بارج 

اسامی همنوردان شرکت کننده در این برنامه به ترتیب  حروف الفبا به شرح زیر بود:

1. مجتبی آذرنگ                          12. سینا حیاتی                     23. علی اکبر قلمی
2. مرتضی آل حسینی                  13. حسین حیدری                   24. علی مسعودفر
3. سیاوش آیباقی                        14. عبدالرضا خاتونی                25. امیر مشهدی
4. علیرضا احمدی                         15. بابک دارابی                      26. هومن نظرآقایی
 5. عنایت الله برون                        16. حسین داوری زاده              27. حسین نعمتی
6. مصطفی بهمنی                       17. مرضیه رضایی                    28. جاوید وحیدی
7. دانیال پورجعفر                          18. منوچهر زنگنه                    29. شایان وحیدی
8. داریوش جعفرزاده                      19. صمد صهبانی                    30. شهریار وحیدی
9. سید علی جوادپور                    20. فرداد عزیزکریمی                31. مسعود وحیدی
10. سارا حسین پور                     21. علیرضا فروزان                    32. علیرضا یغمایی
11. علیمحمد حسین پور               22. گیتی فیروزی                     33.شاهین یوسفی

شیرکوه 88

     وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                                  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا  

صعود به شیر کوه
۴۰۷۵ متر
روستای ده بالا
استان یزد
پنچشنبه ۳۰/۷/۸۸

 

ارتفاع مبدأ صعود (مسجد روستا) : ۲۴۷۰ متر
ارتفاع جان پناه : ۳۵۲۰ متر
ارتفاع قله : ۴۰۷۵ متر
طول مسیر : ۹ کیلومتر

  در آخرین روزهای مهر ماه فرصتی پیش آمد تا صعودی به شیرکوه یزد داشته باشم. چون در سال 83 نیز صعودی به این کوه داشتم و گزارش آن را نیز در این سایت نوشته ام، این گزارش را خیلی مختصر و با تعداد اندکی عکس می نویسم.
  این صعود نیز از جمله صعود های سراسری کارکنان وزارت نیرو بود و من برای اینکه در آن شرکت داشته باشم برنامه سختی برای آن طرح ریزی کردم که برایم بسیار طاقت فرسا بود.
  ساعت 3 بعد از ظهر چهارشنبه 29 مهر با اتوبوس از اهواز به اصفهان رفتم. بلافاصله پس از رسیدن به اصفهان به سوی یزد حرکت کردم و ساعت 3:30 بامداد روز پنجشنبه درست در هنگامی که مینی بوسها آماده حرکت به روستای ده بالا (مبدأ صعود) بودند، به یزد رسیدم. پس از خاتمه برنامه به یزد و سپس به اصفهان و در ساعت 12 شب به سمت اهواز حرکت کردم و سرانجام در ساعت 7 صبح جمعه به اهواز رسیدم. کل این سفر 40 ساعت به طول انجامید و من در طول این 40 ساعت به جز زمانی که در کوه بودم، در حرکت بودم و از ماشینی به ماشین دیگر سوار شدم. و تنها جایی که سر بر زمین گذاشتم دقایقی بود که در جان پناه شیرکوه خوابیدم./ علی اکبر قلمی



نمایش مسیر صعود به شیرکوه از روستای ده بالا و همچنین کوههای اطراف

 


نمودار پستی و بلندیهای طی شده در مسیر صعود

 

   
کمی پیش ار رسیدن به دره نجیب      دره نجیب                مسیر نزدیک پناهگاه               
   
داخل و بیرو پناهگاه                                        
   
نمایی از کوه برفخانه طزرجان            و این هم دو تصویر دیدنی از یزد (آتشکده)         

از کجور تا سی سنگان 1 تا 2/7/88

     وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                                  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا  

از کجور تا سی سنگان
جنگل پیمایی در مازندران 
چهارشنبه ۱ تا پنجشنبه ۲/۷/۸۸

  در بازه روزهای 31 شهریور تا 3 مهر ماه سال 88 به همراه همنوردان گروه آپادانا یک برنامه جنگل پیمایی در مسیر «کجور» به «سی سنگان» در استان مازندران داشتیم. آغاز کار ما از محلی در اطراف شهر «پول» مرکز بخش کجور و انجام آن در روستایی به نام «ملاکلا» از توابع «صلاح الدین کلا» در میانه شهر های نور و نوشهر بود.
  بامداد روز سه شنبه 31 شهریور ساعت 7 از اهواز حرکت کردیم و پس از 28 ساعت سفر به نقطه آغاز راه رسیدیم و پس از اندکی درنگ برای آماده شدن به راه افتادیم. راهنمای ما مردی دوست داشتنی به نام آقای رحیم قره داغی بود که برای بسیاری از کوهنوردان چهره ای آشنا است. او به همراه عده ای دیگر از همنوردان از کرج به ما پیوستند. پس از 6-5 ساعت راه به چشمه ای رسیدیم که برای برپایی کمپ جای بسیار بایسته ای است. از نشانه ها پیدا بود که دیگران هم پیش از ما چنین کرده اند. چادر ها را برپا کردیم و آتش با شکوهی بر افروختیم و شب را در آنجا به سر بردیم. شبانگاه باران بسیاری بارید. بامداد روز پنجشنبه دوباره به راه افتادیم و دنباله راه را پیمودیم. در طول راه بارها از رودحانه کوچکی که در مسیر بود و فکر می کنم که «نرودبار» نام داشت، عبور کردیم. پسین به روستای «ملاکلا» رسیدیم. استراحتی کردیم و ناهار را که تا آن هنگام نخورده بودیم، خوردیم و با اتوبوسهایمان که برای بردن ما به آنجا آمده بودند راه بازگشت را در پیش گرفتیم. برای خوردن شام به رستورانی که در پیرامون نوشهر بود رفتیم و «اکبر جوجه» که در شمال، خوراک بنامی است خوردیم. ساعت 20:30 به سوی اهواز به راه افتادیم و پس از نزدیک 24 ساعت در ساعت 21 جمعه 3 مهر به اهواز رسیدیم.
  در پایان جا دارد که از تلاشهای برنامه ریزان و مجریان این برنامه به خصوص آقایان دکتر عباسی و پاکدامن و فایضی و عزیزی و رادمنش که اگرچه این آخری در این برنامه همراه ما نبود ولی برای اجرای آن زحمت بسیاری کشید و یاد او در همه جا همراه ما بود، سپاسگزاری کنم. از دیگر همنوردان نیز که مرا از لذت همنوردی خود بهره مند کردند سیاسگزاری می کنم.

 


نمودار پستی و بلندیهای طی شده در مسیر 

 
نمایش مسیر طی شده روی تصاویر ماهواره ای گوگل ارث
   
تصاویری از مسیر
   

   
درخت زرشک                                        رودخانه ای در مسیر                   
   
بوته و برگ سرخس و هاگ های روی برگ                                  
   
چند نمونه از قارچ هایی که دیدیم
   

   
زیبایی های دیگری از مسیر

تنگ سروک 88

     وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                                  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا  

کوه پیمایی در تنگ سروک 
استان کهگیلویه و بویر احمد
جمعه ۱۷/۷/۸۸

  با شکسته شدن گرمای خوزستان تصمیم گرفتیم که از این پس برنامه های گروه زاگرس را در استان خود برگزار کنیم. چون هنوز هوا کمابیش گرم است و خشکسالی دو سال گذشته مسیرها را کم آب کرده،ناچاریم اوایل کار برنامه های سبک و یک روزه ای را اجرا کنیم. کوه پیمایی در تنگ سروک (سولک) با این هدف بود.
  روز جمعه صبح از اهواز حرکت کردیم و ساعت 9 در دهانه تنگ سروک بودیم. تا آماده شدیم نیم ساعت گذشت. خوشبختانه تا ظهر در سایه ای که در تنگه بود پیش رفتیم. و ساعتی پس از ظهر به چشمه ای که در مسیر وجود دارد و آب نسبتاً خوبی داشت رسیدیم و از گرما به آلاچیق هایی که در باغهای اطراف چشمه ساخته اند پناه بردیم و ناهار خوردیم و ساعتی استراحت کردیم. بعد از ظهر بقیه راه را که تقریباً بخش آسان آن بود پیمودیم و به محلی رسیدیم که اتوبوس ما در آنجا منتظر بود. ساعت 21 در اهواز بودیم.
  خوشحالیم که با این سبک (یک روزه) که مبتکر آن در اهواز نیز گروه خودمان است، توانستیم یک برنامه نه چندان سبک را بدون دور بودن شبانه از شهر و دیار خود اجرا کنیم. 


نمودار پستی و بلندی های طی شده در مسیر 


نمایش مسیر طی شده و موقعیت تنگ سروک در منطقه 

   
      نمایی ازتنگ سروک                      نمایی از مسیر                  عکس دستجمعی
   
تصاویری از آثار باستانی که درمسیر قرار دارند.
(این آثار مربوط به اقوام «ایلینایی» و از زمان اشکانیان است)
   
تصاویری از محل استراحت در اطراف چشمه موجود در مسیر
   
تصاویر دیدنی از مسیر

دریاچه گهر 88  26/6/88

     وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                                  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا  

دریاچه گهر
استان لرستان
پنجشنبه ۲۶/۶/۸۸

  گزارش امسال من از «دریاچه گهر» نمی تواند راهنمای کسی برای رفتن به گهر باشد. زیرا فقط یک گزارش از برنامه ای اجرا شده است برای این منظور بهتر است به گزارش های دریاچه گهر در سالهای پیش به خصوص گزارش سال 86 مراجعه شود. 

 

  امسال هم دین خود را به دریاچه گهر ادا کردم!! در این سالهای اخیر انگار که رفتن هر ساله به دریاچه گهر برای من وظیفه شده و اصلاً فکر نمی کنم که تکرار آن ملال آور باشد. به چند دلیل: اول اینکه در فصل تابستان که زمان مجاز رفتن به گهر است، آنقدر طبیعت گرد از جای جای ایران به آنجا می روند که می شود گفت گهر یک کنگره ملی کوهنوردی است. در آنجا با عده بسیاری از هم میهنان با لهجه های گوناگون می توان آشنا شد. دلیل دیگر این است که رفت و برگشت به گهر از اهواز کاری آسان و کم هزینه است. به قول بچه ها در سه سوت برنامه اش را ردیف می کنم.

 

  در آخرین روزهای تابستان تصمیم گرفتم که به گهر بروم. به هر کس که پیشنهاد دادم همراه نشد. ناچار به تنهایی رفتم. به این امید که در دریاچه و مسیر آن تنها نخواهم بود. چهار شنبه از اهواز حرکت کردم و عصر به دورود رسیدم. در دورود رفتم به چهارراه برق و سوار یک سواری شدم و غروب در سرچشمه بودم. در سرچشمه به جز یک «دکه دار» و عده ای «مکاری» کس دیگری آنجا نبود. ماه رمضان کار خودش را کرده بود. شب را همانجا خوابیدم و صبح از ساعت 4 در کیسه خواب چشم به راه همنورد ماندم. سرانجام ساعت 7 گروهی آمدند که به محض ورود وارد معامله با مکاری های آنجا شدند و یک الاغ برای بردن کوله هایشان اجاره کردند و راه افتادند. من هم بلند شدم و تا آماده حرکت شدم نیم ساعتی طول کشید. از الاغ گرفتن آنها متوجه شدم که آدمهای چابکی نیستند و به آنها خواهم رسید. همان طور هم شد. نیم ساعت بعد به نزدیکی آنها رسیدم و بوی سیگارشان به مشامم رسید. آنها هشت نفر بودند که در هر لحظه چهار پنج نفرشان مشغول کشیدن سیگار بود!! ترجیح دادم که سبقت بگیرم و به تنهایی بروم.

 

  به گهر که رسیدم دلم گرفت. خشکسالی سالهای اخیر و نزدیکی به فصل خزان و همزمانی با ماه زمضان باعث شده بود که سکوت و خلوت کسل کننده ای بر آنجا حاکم شود. فقط در حدود بیست چادر در کنار دریاچه برپا شده بود. با خودم گفتم خلوت کردن با خود هم عالمی دارد. چادر را برپا کردم و نهارم را به تنهایی خوردم و استراحتی کردم و بعد شروع کردم به قدم زدن در اطراف. اندکی راه رفتم که به گروهی از بچه های با مرام کوهدشت (یکی از شهرهای لرستان) برخوردم. تعارف کردند که در کنارشان بنشینم. تشکر کردم و خواستم بروم. اما مگر گذاشتند؟ تا پاسی از شب با هم بودیم و در کنار آتش اجاقی که برپا کرده بودند خوریم و آشامیدیم و البته که اسراف نکردیم ولی انصافاً افراط کردیم!! آخر شب هم در محبت و مهمان نوازی سنگ تمام گذاشتند و خودشان چادرم را به کنار چادرهای خودشان منتقل کردند.

 

  فردای آن شب بار دیگر به تنهایی کوله بارم را بر دوش گذاشتم و راهی سرچشمه و پس از آن دورود شدم. در دورود ناهار را در پارک آزادگان خوردم و شب با قطار به اهواز برگشتم. بار دیگر به من ثابت شد که در سفر به دریاچه گهر حتی اگر در طول راه تنها باشم در آنجا تنها نخواهم ماند. به قول یکی از ترانه های لری: برارونم خیلی ین هزار هزارن. (برادرانم بسیارند، هزاران هزار هستند) اگر چه کسانی که در کنار من بودند هم سن و سال فرزندان من بودند.

  

   
نمایی از سرچشمه بدون آب               دره طولانی پنبه کار                تنها در مسیر              
   
تصاویری با بچه های با مرام کوهدشتی
   
               اشترانکوه در ابر              نمای پیش روی چادر من    بساط نهار من در پارک آزادگان دورود

صعود به قله آزادکوه 22/5/88

   وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                                  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

 

صعود به قله آزادکوه
۴۳۹۰ متر
روستای کلاک بالا، شهرستان نور
استان مازندران
۲۲ مرداد ۸۸


آخرین گامها برای رسیدن به قله


این صعود در قالب صعود های سراسری وزارت نیرو و به میزبانی شرکت توسعه منابع آب و نیرو برگزار شد.


ارتفاع مبدأ: 2650 متر
ارتفاع قله:  4390 متر
طول مسیر: 5/8 کیلومتر

  آزادکوه سومین قله مرتفع از رشته کوه البرز میانی (پس از دماوند و علم کوه) است. این کوه در جنوب روستای نسن (Nesen) و جنوب غرب روستای کلاک بالا (kelak) از توابع شهرستان نور در استان مازندران است. به عبارتی دیگر می توان گفت در شمال استان تهران و در میان جاده های هراز و چالوس واقع شده است. این کوه مسیرهای صعود متعددی دارد که رایج ترین آنها دو مسیر است: یکی از مبدأ روستای کلاک بالا و گردنه «چورن» (Choran)  و دیگری از مسیر «وارنگه رود» و «سرماهو» و گردنه «چورن» که همانگونه که متوجه شدید هر دو از گردنه «چورن» می گذرند.
  مسیری که ما برای صعود انتخاب کردیم مسیر روستای کلاک بالا بود. برای رسیدن به روستای کلاک بالا نیز دو راه وجود دارد:
   1- یکی از جاده هراز و از مسیر شهر و روستاهای بلده، اوزکلا، نیکنام محله، یوش، میناک و کلاک پایین.
   2- دیگری از جاده چالوس و از مسیر پل زنگوله، و روستاهای نسن، پیل نور، میناک و کلاک پایین.
  چون ما شب پیش از صعود را در سیاه بیشه در جاده چالوس گذرانده بودیم از مسیر پل زنگوله در جاده چالوس به روستای کلاک رفتیم. فاصله پل زنگوله تا روستای کلاک بالا 43 کیلومتر است که به علت کوهستانی بودن جاده این مسیر را در 80 دقیقه پیمودیم.
  صعود را در ساعت 7 صبح آغاز کردیم و در ساعت 14 به قله رسیدیم. مشکل ترین بخش مسیر حد فاصل گردنه چورن (ارتفاع 3855 متر) تا قله است که دارای شیب تند در مسیری شن اسکی است. در مورد ارتفاع قله هم در اطلاعات جغرافیایی اعداد گوناگونی ذکر شده. از 4350 تا 4395 متر که عددی را که من از GPS استخراج کردم 4390 متر بود.
  نکته جالبی که در این کوه تجربه کردم این بود که همه کسانی که تجربه صعود به این قله و همچنین قله حوض دال دنا را داشتیم متفق القول بودیم که این دو کوه شباهت بسیار با یکدیگر دارند. از لحاظ ارتفاع مبدأ، اتفاع قله، طول مسیر، شیب و جنس کوه این شباهت ها را می توان دید. مثلاً گردنه چورن در آزادکوه را می توان با گردنه سیچانی در حوض دال و مسیر شن اسکی و پر شیب چورن تا قله را می توان با مسیری مشابه از جان پناه تا قله در حوض دال مقایسه کرد.


نمودار پستی و بلندیهای طی شده در مسیر صعود

  
نقشه مسیر صعود و همچنین موقعیت آزادکوه در منظقه روی تصاویر هوایی گوگل ارث
   
مناظری از سیاه بیشه -پروژه نیروگاه تلمبه ذخیره ای (محل اقامت ما)
   
نمایی از قله آزادکوه                                   مناظری از مسیر صعود                  
   
مناظر دیگری از مسیر صعود به قله آزادکوه
   
تصاویری از قله آزادکوه
   
عکسهای یادگاری با دوستان
   
               مناظری از روستای زیبای کلاک بالا                          نمایی از جاده روستای کلاک بالا
   
تصاویری با دوستان در سیاه بیشه و کنار دریاچه سد کرج

صعود به کوه تاورنراب گرگان  28/3/88

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                                  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

 

صعود به قله تاورنراب (Tavarnarab)
۲۸۰۰ متر
روستای زیارت، جنوب گرگان
استان گلستان
۲۸ خرداد ۸۸

  
   این صعود به میزبانی شرکت آب منطقه ای استان گلستان و با حضور کارکنان شرکتهای تابعه وزارت نیرو صورت گرفت.

 ارتفاع مبدأ: 935 متر
ارتفاع قله: 2800 متر
طول مسیر: 3/15 کیلومتر.


یکی از چشم انداز های زیبای تاور نراب


نمودار پستی و بلندیهای طی شده در مسیر

  کوه تاورنراب (Tavarnarab)  در جنوب شهر گرگان و در بالای سر روستایی به نام «زیارت» قرار دارد. فاصله این روستا از شهر در حدود 10 کیلومتر است. دامنه شمالی این کوه که مشرف بر شهر گرگان است پوشیده از جنگل است. جاده گرگان شاهرود که رشته کوه البرز را قطع می کند، از خط الرأس این کوه عبور می کند.
  مبدأ صعود ما چشمه آب گرم روستای زیارت بود با ارتفاع 935 متر از سطح دریا. ساعت 6:45 به راه افتادیم و پس از حدود 750 متر فرایش (صعود) ناشتا را در جایی به نام «گل گلو» (Golgoloo) خوردیم. برای صعود به «تاورنراب» بایستی از کوه «کوله چال» که کوهی چسبیده به کوه «تاورنراب» است بگذریم. در «کوله چال» در ارتفاع 2288 متری چشمه آبی وجود داشت. به قله «کوله چال» که «زبله» نام دارد و ارتفاعش 2550 متر بود صعود کردیم. سپس راه را به سمت خط الرأس تاورنراب ادامه دادیم و در ساعت 15:30 به ارتفاع 2800 متری روی خط الرأس رسیدیم. پس از آن در دامنه جنوبی کوه و در جهت جنوب شرق با شیبی ملایم حرکت کردیم و تا ارتفاع 2350 متر در محلی به نام «سر علی آباد» در سر راه گرگان به شاهرود فرود آمدیم. (ساعت 17) و با ماشین بقیه راه را تا گرگان طی کردیم. در اینجا باید از برنامه ریزی خوب دوستانمان در شرکت آب منطقه ای گلستان تقدیر کنیم که با این ابتکار خود توانستند یک صعود نسبتاً سنگین و با ارتفاع صعود 1900 متر را با تعداد کوهنورد زیاد، در یک روز برگزار کنند. در اینجا ضمن تشکر از همه همکاران میزبان، تشکر ویژه خود را از آقایان مهندس حسین دهقان و مهندس ایزدی که ما را مدیون مهمان نوازی خود کردند اعلام می نمایم.


 
مسیر طی شده و همچنین موقعیت محل اجرای برنامه روی تصاویر ماهواره ای گوگل
   
نقطه آغاز برنامه                گذر از روستای زیارت و آغاز فرایش              از مناظر مسیر     
 
مناظری از مسیر
   
دیدنیهای مسیر
   
چشمه کوله چال           پایان یک درخت           کوهنورد مجهز!! 
   
جلوه هایی از مسیر
   
روی قله زبله                           بر بلندای تاورنراب                      عکس دسته جمعی

********************************

  در روز بعد از برنامه صعود به تاورنراب،برنامه ای جهت بازدید از سد در حال احداث کبود وال و همچنین آبشار کبود وال در اطراف شهر علی آباد تدارک دیده شده بود که عکسهایی از این جاها را در زیر  می بینید.



محل احداث سد کبود وال
   
مناظری از محوطه آبشار کبود وال در حومه شهر علی آباد در استان گلستان

صعود به قله پراو کرمانشاه

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                                  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

 

صعود به قله پراو (paraw)
۳۴۱۵ متر
استان کرمانشاه
۱۵ خرداد ۸۸

این صعود به منظور بزرگداشت یاد جان باختگان حادثه اخیر دماوند انجام شد. روانشان شاد باد.

نقطه آغاز روز نخست : ابتدای تنگ بزازخانه، 1505 متر
نقطه آغاز روز دوم : چشمه دوز ری، ارتفاع 2125 متر
ارتفاع پناهگاه : 3116 متر
ارتفاع قله : 3415 متر
فاصله مبدأ تا چشمه : 4200 متر
فاصله چشمه تا قله : 4500 متر
فاصله قله تا غار پراو : 1500 متر

توضیح: اندازه هایی که در این گزارش ارائه شده اند همزمان از دو دستگاه GPS گارمین مدلهای Vista cx و  Vista hcx استخراج شده اند.


نمایی از کوه پراو از ابتدای مسیر

نمای جنوبی کوه پراو از بالای قله. شهر کرمانشاه در سمت راست قرار دارد که به علت غبار
به سختی دیده می شود


نمودار پستی و بلندی های طی شده در مسیر فرایش

  سالها بود که وصف کوه پراو را شنیده بودیم به خصوص از زبان دوستان کرمانشاهی که با نوعی مباهات از آن یاد می کردند. (که البته مباهات هم دارد) چندی پیش دوستانی لطف کردند و با پیامک مرا به این صعود فرا خواندند و من هم با جان و دل پذیرفتم. در هنگام فرایش (صعود) بسیار خوشوقت بودیم از اینکه با بسیاری از هم میهنان دیگر خود از شهر های کرمانشاه، ایلام، بانه، بروجرد و ... همنورد بودیم و ساعتها با همدیگر در شیبهای تند آن کوه، دست نوازش بر سنگهای خشن آن کشیدیم ولی دریغا که دستانمان ساییده شد ولی این کوه رام نشد.
  "پراو" (Par-aw، به زبان کردی به معنی پرآب) است. ولی در حال حاضر فقط یک چشمه با آبی اندک به نام "دوز ری" (Doza-ri، به معنی راه دزدان) در میانه راه آن وجود دارد که احتمالاً این کم آبی به دلیل خشکسالی سالهای اخیر است. در بالای کوه و حدود 200 متر پایین تر از قله جای پهناوری به نام میدان پراو وجود دارد که غار معروف پراو در آن قرار دارد.
  برای اجرای این برنامه از کرمانشاه، در حدود 15 کیلومتر در مسیر جاده همدان (جاده بیستون) پیش رفتیم و بعد از دور زدن کارخانه سیمان در کنار روستایی به نام "چالابه" پیاده شدیم و ساعت 11:10 به راه افتادیم. پس از گذشتن از تنگ "بزازخانه" و پیمودن 4200 متر راه با شیبی تند و 700 متر فرایش به بالای چشمه "دوز ری" رسیدیم. این بار حدود 80 متر فرود آمدیم تا به چشمه برسیم. نهار خوردیم و تا شب استراحت کردیم. ساعت 2:30 فردای آن روز بیدار شدیم و ساعت 3 به سمت قله رفتیم. ساعت 8 بر بالای قله ایستادیم. پس از آن سری هم به محل غار پراو که تا قله 1500 متر فاصله دارد زدیم که دهانه آن را برف پوشانده بود و آن گونه که شنیدیم در شهریور ماه برف دهانه آن آب می شود.
  ساعت 8:40 به سمت پایین راه افتادیم و وسایل اضافی را که در نزدیکی چشمه گذاشته بودیم برداشتیم و به فرود ادامه دادیم. ساعت 14:30 به محلی رسیدیم که کار را از آنجا شروع کرده بودیم.
  در پایان خوشوقتی خودم را از همنوردی با دوستانی که در این برنامه با آنان افتخار آشنایی یافتم اعلام می کنم و زحمات گردانندگان برنامه به ویژه آقایان دکتر فرید عباسی و غلامرضا رادمنش را ارج می نهم.

 
نمایش مسیر فرایش روی تصاویر ماهواره ای گوگل
(در تصویر سمت راست جهت شمال به سمت راست و در تصویر سمت چپ به سمت بالا است)

    
عکسهایی از گروه در آغاز حرکت
   
تصویری ازتنگ بزازخانه از بالا   غاری که از گرما به آن پناه بردیم  عملیات پر خطر آقای رادمنش
   
چشمه دوزری،تنها آب مسیر           راهنمای منطقه دوزری      استراحت در اطراف چشمه دوزری
   
                          تصاویری از پناهگاه پراو                               دهانه پوشیده از برف غار پراو
   
عکسهای یادگاری بالای قله
   
این هم تصاویری از دیدنیهای طاق بستان در کرمانشاه

کوه پیمایی در لرستان 88  17/2/88

   وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                                  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

 

کوه پیمایی در لرستان
منطقه هفت کوه و چالاب
استان لرستان
17 اردیبهشت ۸۸

ارتفاع مبدأ: 1790 متر
ارتفاع مقصد: 1780
بلند ترین نقطه مسیر: 2684 متر
طول مسیر: 3/23 کیلومتر

  زیباترین خاطرات ما در در کوهنوردی و طبیعتت گردی مربوط به برنامه هایی می شود که در فصل بهار در استان همسایه ما لرستان اجرا کرده ایم. یکی از آنها مربوط به یک برنامه کوه پیمایی می شود که در ادریبهشت 86 در جایی بین ایستگاههای راه آهن «سپیددشت» و «بیشه پوران» اجرا کرده بودیم. به پیشنهاد دوستان امسال هم این برنامه را در همان ماه از سال با نفرات دیگری اجرا کردیم.
  روز چهار شنبه 16 اردیبهشت با قطار از اهواز حرکت کردیم و شب به ایستگاه «سپید دشت» رسیدیم و همانجا شب را به صبح رساندیم. سپیده دم به سمت روستای «کمرگپ» رفتیم که برنامه ما باید از آنجا آغاز می شد. نزدیک ساعت 7 صبح به راه افتادیم. در برنامه دوسال پیش در بین راه صعودی به کوه «رل» داشتیم ولی امسال از کنار آن گذشتیم و در عوض از بالای کوه دیگری به نام «هفت کوه» گذشتیم تا به محلی به نام «چالاب» رسیدیم. (چالاب و یا به گویش محلی چالو = چال آب) برای این کار حدود 900 متر فرایش (صعود) داشتیم. از چالاب به سمت روستای «تلکستان» رفتیم. از یک مسیر رویایی و با عبور از دره هایی که آن چنان از سبزه و درخت پوشیده شده بودند که مناظر شمال را به یاد می آوردند. ساعت 21 و پس از گذر از بیش از 23 کیلومتر مسیر کوهستانی که در طول آن جمعاً 1330 متر بالا رفتیم به روستای تلکستان رسیدیم. 14 ساعت در راه بودیم. قرار بود که مسیر 11 کیلومتری تلکستان به بیشه را فردای آن روز با کوهپیمایی برویم که از قضا زیباترین بخش این برنامه بود و تمام آن سراشیب بود ولی به دلیل خستگی روز پیش و ترس از نرسیدن به قطار این مسیر را با یک وانت گذراندیم. در عوض فرصت بیشتری یافتیم تا در بیشه بمانیم و از دیدن آبشار زیبای آن لذت ببریم.


پستی و بلندیهای پیموده شده در مسیر

    
مسیر پیموده شده روی تصویر هوایی   موقعیت مسیر در منطقه         نمایی از یک از منظر مسیر
   
روستای کمر گپ                                   مناظری از ابتدای مسیر                   
   
صبحانه در زیر باران                     بوته «کما»                             بوته لاله        
   
مناظری از گلهای لاله واژگون
   
مناظر دیگری از انبوه لاله های واژگون
    
مناظری از ادامه مسیر
   
یکی از نادر موجودات زنده در مسیر          خسته و کوفته در خانه ای در روستای تلکستان           
    
منظره ای که از پنچره خانه های   عکس یادگاری با میزبانان تلکستانی      رفع خستگی در بیشه  
تلکستان می توان دید                                                                                                
    
مناظری از بیشه پوران
    
در بیشه یادمان آمد که                      پارک آزادگان دورود            یکی از میادین شهر دورود       
با پلاکارد عکس نگرفته ایم                                                                                                

صعود به کوه شجاع الدین 24/2/88

   وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                                  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

 

صعود به کوه شجاع الدین
استان قزوین
۲۴ اردیبهشت ۸۸


نمایی از شهر قزوین (روبرو) و روستای میزوج (سمت چپ) از بالای کوه شجاع الدین

ارتفاع مبدأ: 1550 متر
ارتفاع مقصد: 1710 متر
ارتفاع قله: 2480 متر
طول مسیر: 8/15 کیلومتر

  کوه شجاع الدین در شمال غرب شهر قزوین قرار دارد. اگر چه در استان قزوین کوههای مرتفعی چون سیالان و خشچال وجود دارد ولی این کوه به دلیل نزدیکی به شهر قزوین و داشتن مسیر های صعود ملایم و راه هموار و همچنین وجود چشمه هایی در بین راه موقعیت ممتازی از نظر اجرای صعود های همگانی دارد. در مسیر صعود چشم انداز های زیبایی از شهر قزوین و روستاهای آن و همچنین کوههای سیالان و خشچال وجود دارد. در زمانی که برنامه صعود ما اجرا شد زیباییهای فصل بهار نیز چشم نواز کوهنوردان شده بود.
  صعود ما از محلی به نام امامزاده «پاراجین» که حدود 12-10 کیلومتری شهر قرار دارد شروع شد. با یک شیب نسبتاً ملایم پس از پیمودن نزدیک به 10 کیلومتر به قله رسیدیم. و از جهتی دیگر به سمت روستایی به نام «رزجرد» سرازیر شدیم. پس از پیمودن حدود 6 کیلومتر به این روستا رسیدیم. فاصله این روستا تا شهر حدود 17 کیلومتر است.
  این صعود در قالب برنامه صعود های سراسری وزارت نیرو و به میزبانی شرکت توزیع برق استان قزوین انجام شد. در شرایطی که در دستگاههای دولتی کاستی های بسیاری وجود دارد، جا دارد که از مجریان این گونه برنامه های مفید در وزارت نیرو و به خصوص آقای دکتر واحدی زاده و همکاران او تقدیر و تشکر کنم. در بین همکاران وزارت نیرویی ما وجود مدیران عامل متواضع و ورزشدوستی همچون آقایان جبار زاده و معین پور در این صعودها می تواند سرمشق خوبی برای سایر مدیران دولتی باشد. از زحمات آقای مهرداد سلطانی رئیس محترم ورزش شرکت برق قزوین هم که زحمت زیادی در مسئولیت میزبانی این برنامه کشید سپاسگزاری می کنم.


نمودار پستی و بلندی های طی شده در مسیر برنامه

عکسهای از برنامه کوه پیمایی:

   
  مسیر کوهپیمایی در تصویر هوایی        موقعیت کوه در منطقه           نمایی از قله شجاع الدین        
   
هتل ورزش قزوین (محل اسکان)   ابتدای مسیر (امامزاده پاراجین)   اوائل مسیر کوهپیمایی       
   
تصاویری با دوستان در مسیر کوه پیمایی
   
تصاویری از چشم انداز ها و زیبایی های مسیر
   
بالای قله شجاع الدین                   مهرداد سلطانی                          مراسم اختتامیه     

تصاویری از دیدنیهای شهر قزوین:

   
         ورودی امامزاده حسین     سقاخانه و حرم امامزاده حسین   بنای چهل ستون (ازدوران صفوی)
   
تالار بنای چهل ستون                      تصاویری از حمام قجر (قزوین)              

  در حمام قجر(قاجار) که به موزه مردم شناسی تبدیل شده گوشه هایی از فرهنگ بومی محل با ساختن تندیس هایی که در عکسهای زیر دیده می شود، به تصویر کشده شده.

   

   

   

غار شاهپور

   وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                                  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

 

غار شاهپور، دریاچه پریشان و خلیج فارس

گشتی در استانهای کهگیلویه و بویراحمد، فارس و بوشهر
۱۲ و ۱۳ فروردین ۸۵

توضیح کوتاه:
  در فروردین ماه سال 85 (سه سال پیش) در حال و هوایی مثل این روزها، در یک سفر دو روزه به همراه پسر کوچکم سیاوش گشتی در بخشهایی ار جنوب کشور زدیم. در آن سالها فعالیتهایمان بد نبود و چنین کاری را در خور نوشتن در سایت نمی دانستم. حالا که کفگیرمان به ته دیگ خورده به فکر افتادم یادی از آن سفر بکنم.


نمایش مسیر طی شده روی نقشه

  دراواخر تعطیلات نوروز 85، دقیقاً یازدهم فروردین، از اینکه مثل هر سال در اهواز مانده بودیم و به جایی نرفته بودیم حوصله ام داشت سر می رفت. به خانواده پیشنهاد دادم در دو روز باقی مانده سری به غار شاهپور (یا به عبارتی مجسمه شاهپور) بزنیم. فقط سیاوش، پسر کوچکم اعلام آمادگی کرد. فردا صبح از اهواز راه افتادیم. شهر های رامهرمز، بهبهان، دوگنبدان، قائمیه (همان دوراهی کازرون سابق و یا چنارشاهیجان اسبق) را پشت سر گذاشتیم. تا اینجا در مسیر اهواز - شیراز پیش می رفتیم. از آنجا به سمت کازرون تغییر مسیر دادیم و 15 کیلومتر پیش رفتیم تا به محلی به نام "تنگ چوگان" رسیدیم. این محل از نظر باستان شناسی یک مکان رویایی است زیرا در کوههای اطراف آن نمایشگاهی از نگارکند های پرشمار وجود دارد که هر کدام نمایشگر رویدادی و یا مراسمی از زمان ساسانیان است. در سمت غرب آن شهر باستانی بیشاپور قرار دارد و غار شاهپور با آن تندیس شگفت انگیزش در بالای کوهی در شرق تنگ چوگان جای دارد. (این شاهپور، شاهپور اول است نه شاهپور ذوالاکتاف. ذوالاکتاف، شاهپور دوم بود.)  برای رفتن به غار بایستی یک مسیر 5 کیلومتری از تنگ چوگان تا روستای "کشکولی" را بپیماییم و بعد در حدود 400 متر از کوه بالا برویم. بعد از بازدید از غار و تندیس شاهپور و اندکی غارنوردی به تنگ چوگان بازگشتیم و تا غروب از نگارکند ها بازدید کردیم. بازدید از بیشاپور را به روز بعد موکول کردیم. شب را در روستای حاجی آباد در کنار زائرین "سید حسین" سپری کردیم. فردای آن روز که روز سیزده بدر بود گشتی در شهر بیشاپور زدیم. کار دیگری نداشتیم و آماده بازگشت به اهواز بودیم که هوس کردیم سری هم به کازرون و دریاچه پریشان بزنیم. از تنگ چوگان تا کازرون حدوداً 20 کیلومتر و از کازرون تا دریاچه پریشان نیز 17 کیلومتر فاصله را طی کردیم. بعد از دیدن دریاچه پریشان راهی اهواز شدیم ولی نه از راهی که آمده بودیم بلکه از راه بوشهر. حیفمان آمد که تا اینجا آمده باشیم و سری به حق مسلّممان نزنیم. در راه بوشهر از شهرهای کنارتخته، دالکی و برازجان گذشتیم. دیدن نحلستانهای بیکران دالکی از بالای بلندیهای مجاور بسیار تماشایی بود. در بوشهر یک "جت اسکی" کرایه کردیم و با سیاوش گشتی در دریا زدیم. بعد از آن ناهاری خوردیم و راهی اهواز شدیم. از شهرهای آب پخش، شبانکاره، چهارروستا، گناوه، دیلم و امیدیه گذشتیم. در گناوه مقداری خرید کردیم و ساعت 22 روز سیزدهم فروردین به اهواز رسیدیم. فکرش را نمی کردم که در این زمان کم بتوانیم چهار استان کشور را درنوردیم و این همه کار را بکنیم: کوهپیمایی و غارنوردی بکنیم، آثار باستانی ببینیم، تماشای دریاچه و دریا بکنیم و جت اسکی سواری کنیم و خرید هم بکنیم. آن هم در کمتر از 40 ساعت. بزنم به تخته!! 



نمایی از پایین دست غار شاهپور


نمایی از شهر باستانی بیشاپور


نمایی از دریاچه پریشان

   
توضیحاتی در مورد تندیس شاهپور  مسیر روستای کشکولی تا غار   انتهای مسیر و نزدیک غار      
   
مناظری از تندیس شاهپور (ارتفاع تندیس را می توان با قد افراد مقایسه کرد)
   
                             تصاویری از درون غار                                قطعات جدا شده از تندیس
   
               پرستشگاه آناهیتا و تابلوی توضیحات آن               توضیحاتی در مورد شهر بیشاپور
   
یکی از بناهای بیشاپور                    تالار تشریفات شهر و تابلوی توضیحات آن           
   
کاخ والرین و تابلوی توضیحات آن
   
چند نمونه از نگارکند های تنگ چوگان
   
                تصاویری از دریاچه پریشان                                   جت اسکی در بوشهر
   
مناظری از شهر بوشهر

از آب گنجی تا راهدار   4/11/87

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                                  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

 

از آب گنجی تا راهدار
اطراف مسجدسلیمان
شمال استان خوزستان
جمعه ۴/۱۱/۸۷

ابتدای مسیر  : روستای آب گنجی
انتهای مسیر  : روستای راهدار
طول مسیر     : ۱۹ کیلومتر


نمودار پستی و بلندیهای پیموده شده

  یکی از مسیرهای مناسب برای کوهپیمایی در استان خوزستان مسیر حد فاصل روستای "آب گنجی" تا شهر مسجد سلیمان است. در واقع بهتر بود جاده اهواز – مسجد سلیمان از این مسیر عبور می کرد چون اگر به نقشه مسیر دقت کنیم می بینیم که جاده فعلی چقدر این راه را طولانی تر می کند. شاید دلیل رایج بودن این مسیر در برنامه های کوهپیمایی هم این باشد که از دیرباز که جاده و وسایل حمل و نقل امروزی وجود نداشت، رفت و آمد از این مسیر صورت می گرفته. از قضا اجرای این برنامه ها می تواند نوعی اعتراض به کم توجهی وزارت راه به خوزستان محروم باشد.
  روز جمعه 4/11/87 سعادتی نصیبم شد که به همراه یک گروه خودجوش، این مسیر را گذر کنم. بانی این برنامه آقای غلامرضا رادمنش بود که زحمت برنامه ریزی این کار را کشید و من به نوبه خود از ایشان سپاسگزاری می کنم. عکسهایی از این برنامه تهیه کرده ام که در این گزارش می بینید. 


مسیر پیموده شده روی تصویر ماهواره ای. مسیر سرخ رنگ جاده و مسیر زرد رنگ
مسیر کوهپیمایی ما می باشد.
   
نزدیک روستا آب گنجی،ابتدای مسیر        آغاز حرکت                 عده ای از دوستان همنورد     
   
تصاویری از مسیر
   
تصاویر دیگری از مسیر
   

   
اینها دارند با چی عکس می گیرند؟       با این در قدیمی!!                 میگید نه؟ نگاه کنید.       
   

صعود به قله آسماری 18/11/87

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                                  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

 
صعود به قله آسماری
بین مسجدسلیمان و هفتکل
شمال استان خوزستان
جمعه ۱۸/۱۱/۸۷

  برنامه صعود به قله آسماری را در روز جمعه 18/11/87 به اتفاق همکاران شرکتی خود اجرا کردیم. یک بار دیگر نیز در سال 83 به این کوه صعود کرده بودیم. در آن صعود مبدأ حرکتمان روستای گل گیر بود که نسبت به مسیر امسال، راهی طولانی تر و لی در عوض با شیب کمتری را پیمودیم. این بار مبدأ حرکتمان از نزدیکی کارخانه سیمان کارون و از محل معدن این کارخانه بود. ارتفاع مبدأ در گل گیر ۴۰۰ متر ولی در محل معدن کارخانه سیمان ۴۷۰ متر است.

  کوه آسماری مانند تمام کوههای زاگرس جهتی شمال غرب - جنوب شرقی دارد و طول خط الرأس آن در حدود 40 کیلومتر است. بیشتر خط الرأس آن دارای ارتفاعی تقریباً یکسان است (بین 1200 تا 1400 متر) بلند ترین نقطه آن نیز کمی بیش از 1400 متر ارتقاع دارد. جایی را که برای صعود در نظر گرفته بودیم دارای ارتفاعی نزدیک 1300 متر بود. ارتفاع آن را تقریبی گفتم چون GPS نزد من بود و من نیز به دلیل مشکلات جسمی تا ارتفاع 1183 متری بیشتر بالا نرفتم.

  از نظر زمین شناسی، سازند این کوه به نام آسماری معروف شده است. طاقدیس آسماری همان جایی است که اکثر نفت ایران را در خود جای داده است.


 
          مسیر صعود روی عکس ماهواره ای                 موقعیت آسماری در منطقه         
   

   

   

   

   

کویر نوردی در یزد 5/10/87

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                                  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

 

کویر نوردی در یزد
روستای بندرآباد (Bondarabad)
 استان یزد
پنجشنبه ۵/۱۰/۸۷

نمایی از شیرکوه (وسط) و برفخانه طزرجان (سمت چپ) از کویر
دورنمایی از کوههای مشهور یزد

طول مسیر:  ۱۷ کیلومتر
ارتفاع پایین ترین نقطه مسیر:  ۱۱۶۶ متر
ارتفاع بالاترین نقطه مسیر:  1۱۱۹۷ متر 

  برنامه کویرنوردی در یزد در قالب برنامه های سراسری کارکنان شرکتهای تابعه وزارت نیرو و به میزبانی شرکت مدیریت تولید برق یزد انجام شد. مسیر انتخاب شده در حومه یکی از روستاهای یزد به نام بندرآباد (Bondarabad) بود. حرکت از محلی به نام چرخاب، واقع در 27 کیلومتری شهر یزد آغاز شد و پس از پیمودن 17 کیلومتر در یک مسیر تقریباً یکنواخت (از نظر پستی و بلندی) که اختلاف مرتفعترین نقطه تا پست ترین نقطه آن حدود 30 متر بود به روستای بندر آباد منتهی شد. شب را در کمپی که برای شب مانی آماده شده بود، ماندیم و در طبیعت کویر تا پاسی از شب را با برنامه های موسیقی زنده و صرف شام و مصاحبت با دوستان قدیم گذراندیم و بعد خوابیدیم. صبح از مسجد و خانقاهی که از قرن هشتم به جا مانده دیدن کردیم. این خانقاه را عارفی به نام سلطان محمود شاه ساخته که او نیز فرزند عارفی دیگر به نام شیخ تقی الدین دادا می باشد که در سال 700 هجری قمری فوت کرده است. و در آخر با گذراندن یک فاصله 28 کیلومتری به یزد بازگشتیم.

  در این برنامه تجارب تازه ای کسب کردیم. دیدن «کاریز» های بسیار طولانی و باستانی و همچنین بسیار مشهور که پر تعداد نیز بودند  در این سرزمین کم آب، نشانگر تلاش باور نکردنی هم میهنان سخت کوش ما در طی قرون و اعصار گذشته بود. برنامه های جانبی از جمله اسب و شتر سواری نیز خالی از لطف نبود. تنها انتقادی که می شود از این برنامه کرد این بود که محل انتخاب شده برای برگزاری این برنامه به اندازه کافی دور از شهر و آبادی نبود که البته برگزار کنندگان آن برای این انتخاب هم دلایلی داشتند که قطعاً امکان پذیرایی بهتر و بیشتر دلیل اصلی آن می تواند باشد.
  از مناظر کویری و همچنین جاذبه های گردشگری یزد عکسهایی تهیه کرده ام که اگر شما هم ببینید، من لذت بیشتری خواهم برد. علی اکبر قلمی

 
نمودار طول مسیر کویرنوردی و پستی و بلندیهای پیموده شده

 

   
موقعیت محل کویرنوردی           نمایش مسیر کویرنوردی            عکسی از کوه دماوند  
        نسبت به اطراف                روی تصویر ماهواره ای            در مسیر هوایی تهران یزد
   
مناظری از کویر در مسیر برنامه
   
مناظر دیگری از مسیر حرکت
   
                   کویر                    تصویری از چاههای یک کاریز   نمایی از یک رشته کاریز در مسیر
   
ناپلئون بناپارت و لورنس عربستان هم چنین ژستهایی نگرفته اند!!     یک آب انبار متروکه         
   
رقص آقای ریگی در محل شب مانی    داخل چادر در کمپ                 مراسم اختتامیه             
   
مناظری از خانقاه سلطان محمود شاه، از عرفای قرن هشتم در روستای بندرآباد
   
تکیه امیر چخماق             مدرسه ضیائیه (زندان اسکندر)             آب انبار رستم گیو
   
تصاویری از ساختمان باغ دولت آباد یزد
   
تصاویر دیگری از ساختمان باغ دولت آباد یزد
   
تصاویری از آتشکده بزرگ یزد در محله دستوران

کوه پیمایی در تنگ قاف  1/9/87

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                                  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

 

صعود به تنگ قاف
روستای باجول
شمال استان خوزستان
جمعه ۱/۹/۸۷


دورنمای دریاچه سد کارون ۳ از بالای کوه

طول مسیر:  ۱/1۳ کیلومتر
ارتفاع مبدأ مسیر:  793 متر
ارتفاع بالاترین نقطه مسیر:  1475 متر


   با پشت سر گذاشتن تابستان و خنک شدن هوا دیگر مجبور نیستیم که برای کوهنوردی به خارج از استان خوزستان سفر کنیم. چون مدتی بود که اکثر بچه های گروه فعالیتی نداشتند، یک برنامه سبک را انتخاب کردیم و من هم دل و جرأت پیدا کردم و در برنامه شرکت کردم. اگر چه هنگام پایین آمدن درد زانو خیلی آزارم داد.


  تا آبان ماه سال 83 در شمال خوزستان و در بین راه ایذه به دهدز و در دامنه شمالی رشته کوه منگشت، روستایی وجود داشت به نام «باجول» که با آبگیری سد کارون 3 به زیر آب رفت. در بالادست این روستای سابق، تنگه ای قرار دارد که «تنگ قاف» نامیده می شود. وجه تسمیه آن هم این است وقتی به این تنگه وارد شویم در روبروی خود و در مقطعی از کوههای دو طرف تنگه، نقش حرف «ق» از حروف الفبا را می بینیم. البته باید می دیدیم ولی ما که چنین چیزی دستگیرمان نشد!! (معمولاً نامگذاری در طبیعت توسط عوام صورت می گیرد ولی این بار توسط یک باسواد صورت گرفته و اینطوری از آب درآمده!!)

   همان طور که گفتم بین جاده ایذه – دهدز و این تنگه دریاچه سد کارون 3 قرار دارد که باید این فاصله را با بارج طی کنیم. با بارجی که ساعت 7 صبح حرکت می کرد به سمت دره رفتیم و بلافاصله به کوه پیمایی پرداختیم. با توجه به خشکسالی سال پیش و ادامه آن تا امسال انتظار دیدن مناظر زیبایی را نداشتیم و فقط می خواستیم که تحرکی داشته باشیم ولی با کمال تعجب مناظری دیدیم که با خود گفتیم دریغ از عمری که در خوزستان گذراندیم و از چنین جاهایی غافل بودیم و برای دیدن چنین مناظری به استانهای دیگر می رفتیم. اگرچه چشمه های متعدد مسیر به دلایلی که گفتم کم آب بودند ولی با این حال جویبار ها و آبشارهای کوچکی که تشکیل شده بود ما را شگفت زده کرد.

  در کنار زیباییهای مسیر، دیدن حاصل تلاش طاقت فرسای ساکنین روستاهای مجاور در طول سالیان دراز برای ایجاد سیستم  ذخیره و هدایت آبها به باغهای انار تحسین برانگیز بود.

   از بلندای کوه جنوبی تنگه می توان منظره زیبایی از دریاچه سد کارون 3 دید. تا آنجا که توانستیم عکسهایی از این مناظر تهیه کرده ایم که اگر آنها را ببینید لذت ما دوچندان خواهد شد.


نمایش مسیر حرکت روی تصویر گوگل ارث
(تصویر گوگل ارث مربوط به پیش از آبگیری سد است و ما تصویر دریاچه را شبیه سازی کرده ایم)


نمودار پستی و بلندیهای مسیر

 
تصاویر پانوراما از مناظر مسیر
   
تصاویری از عبور با بارج و مسیر تنگه
   
مناظری از مسیر
   
مناظر دیگری از مسیر
   

   

   

  اگر به آبشار داخل تصویر دقت کنید نقش کلمه «لر» را می بینید!!! 
آبشار «لر»
   
سازه های آبی ساخته شده برای کنترل آب
   

   
درختچه کنار رملیک

صعود به کرکس 2/8/87

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                            
    
  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

صعود به قله کرکس
(۳۹۰۲متر) 

شهرستان نظنز
استان اصفهان
پنجشنبه ۲/۸/۸۷


مسیر صعود روی تصویر ماهواره ای

   گزارش نویسی من برای این برنامه حکایت کسی است که گفت: «من آنم که رستم بود پهلوان!!» چون من در این برنامه اصلاً شرکت ندااشتم. خیلی دلم سوخت. چند سالی بود که در صدد صعود به این قله بودم. حالا که جور شده بود با ذوق و شوق ترتیب اجاره ماشین را دادم. با تماس با دوستان کاشانی و اصفهانی اطلاعات گرفتم. با جستجو در اینترنت اگر چه نتوانستم مسیر GPS صعود را پیدا کنم ولی از وبلاگ «کوه قاف» مختصات حدود ۲۰ نقطه از مسیر را بدست آوردم و با چسباندن آنها به هم یک مسیر درست کردم و در GPS بارگذاری کردم ولی در آخرین روزها کمردرد لعنتی به سراغم آمد. موقع بدرقه دوستان ظرف چند دقیقه طرز استفاده از مسیر ثبت شده و طرز ذخیره کردن مسیر جدید را به منوچهر زنگنه یاد دادم و با حسرت به خانه برگشتم. گزارش زیر را هم حسین فکور نوشته. عکسها را هم خودش گرفته. چون روز صعود هوا غبار آلود بود بیشتر عکسها را از دیدنیهای ابیانه انتخاب کرده ام.
علی اکبر قلمی.

  چهار شنبه شب یکم آبان ساعت ۲۰ از اهواز حرکت کردیم. راننده ۲ ساعت در ایذه معطلمان کرد و با توقفهای متعدد چند ساعت مسیر اهواز یک اصفهان را طولانی تر کرد. بالاخره حدود ساعت 10:30 پنجشنبه به روستای طرق (Targh) در ۳۰کیلومتر مانده به نطنز رسیدیم. از آنجا راهمان را به سمت چپ و به سوی یک مرغداری کج کردیم. مرغداری (ارتفاع: ۲۵۳۰ متر) مبدأ صعود بود. ساعت ۱۱ صعود را شروع کردیم. در طول مسیر در ارتفاعهای ۲۸۳۰ و ۲۹۲۰و ۲۹۷۵متری چشمه آب وجود دارد. یک پناهگاه هم در ارتفاع ۳۳۰۰متری وجود دارد. ارتفاع قله هم ۳۹۰۲ متر است. کوه کرکس چهار مسیر صعود داردکه مسیر ما مسیر معمول صعود به کرکس است. مسیر سر راستی است و هر کس در ابتدای مسیر قرار بگیرد تا آخر آن بدون هیچ مشکلی می رود. نکته جالب آبگیر زیبایی است که در روستای طرق وجود دارد که امسال در این موقع بسیار کم آب بود ولی وجود ماهی های رنگی در آن جلوه ای خاص به آن بخشیده بود.
  ساعت ۱۶:۱۰به قله رسیدیم. با توجه به شروع دیرهنگام صعود بهتر این بود که شب را در پناهگاه می خوابیدیم ولی این کار را نکردیم و نیمی از مسیر برگشت را در تاریکی طی کردیم و شب را در پای کوه و همان جایی که صعود را شروع کرده بودیم خوابیدیم.
  روز جمعه صبح این فرصت را داشتیم که سری به روستای دیدنی «ابیانه» بزنیم. در راه بازگشت نهار را در مورچه خورت خوردیم و به سمت اهواز حرکت کردیم.
حسین فکور.

   

   

    1

               

   

   

             

   

صعود به زردکوه 87

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                            
    
  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

صعود به زردکوه(کلونچین) 
شهرستان کوهرنگ
استان چهارمحال و بختیاری
پنجشنبه ۲۷/۴/۸۷

نقشه مسیر صعود به کلونچین روی تصویر ماهواره ای گوگل ارث

توضیح:این تصویر که زردکوه را پوشیده از برف نشان می دهد، در فصل بهار گرفته شده ولی
در زمانی که ما به آن صعود کردیم فقط لکه های کوچکی از برف روی آن دیده می شد.

  با وجود آن که نام گروه خود را «زاگرس» گذاشته ایم تا بحال به زردکوه این چشم و چراغ زاگرس میانی نرفته بودیم. با استفاده از تعطیلات 26 تا 28 تیرماه امسال تصمیم گرفتیم به این آرزوی دیرینه جامه عمل بپوشانیم ولی چه می شود کرد که: «عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها» چون همه دوستان چهارمحالی که من می شناختیم در این تعطیلات برای خود برنامه ای چیده بودند و نتوانستند ما را همراهی کنند و از اهواز هم کسی که تجربه این صعود را داشته باشد همراه ما نبود در نتیجه با دهها بار تماس تلفنی با دوستان چهارمحالی خود توانستیم از اهواز مستقیماً به پای کار برویم که جا دارد از راهنمایی های آنان به خصوص آقای فتاحیان تشکر کنم. برای انجام بهتر کار یک مینی بوس کولردار از اهواز دربست کردیم که از قضای کار باعث اختلال در کار ما شد زیرا راننده آن دو خصوصیت بارز داشت: اول اینکه فقط در روز رانندگی می کرد و دوم اینکه با سرعت بیشتر از 60 کیلومتر در ساعت نمی راند!! همین کافی بود تا دو روز از سه روز فرصت ما به هدر رود. عملاً برنامه صعود به قله منتفی شده بود چون گروهی ندیده بودم که یک روزه و از یک صبح تا شب این کار را انجام داده باشد ولی بچه های گروه مصمم بودند تلاش خود را بکنند و در نتیجه ساعت 4 صبح پنجشنبه 27 تیر صعود را شروع کردند. البته از پیش توافق کرده بودیم که رأس ساعت 1 بعد از ظهر چه به قله رسیده باشند چه نرسیده باشند به پایین برگردند. نتیجه این شد که پس از 1300 متر صعود از مسیر سختی که در بعضی جاها انباشته از یخ بود و تماماً از تنگه ای با نام محلی «کول خدنگ» و نام مصطلح «تنگ کلونچین» می گذشت و پس از رسیدن به ارتفاع 3680 متری گروه به پایین بازگشت و افسوس ما وقتی بیشتر شد که نقشه مسیر را روی تصویر کوه منطبق کردیم و دیدیم که شیب تند میسر در آنجا تمام شده بود و اگر فقط دو ساعت زمان بیشتر در اختیار داشتیم قله را نیز فتح کرده بودیم.
  کول خدنگ در بالای خروجی تونل دوم انتقال آب سرشاخه های کارون به زاینده رود قرار دارد. بد نیست که گفته شود این تونل آب را از محلی به نام «ماربره=Marboreh» تا پایین کول خدنگ می آورد و در آنجا پس از انباشته شدن در پشت یک سد به داخل آبگیر یک نیروگاه برق آبی هدایت می کند و پس از خروج از نیروگاه به سمت زاینده رود می رود. برای رسیدن به این محل باید از یک سه راهی واقع در جاده چلگرد به فارسان (در 2 کیلومتری چلگرد، مرکز شهرستان کوهرنگ از استان چهارمحال و بختیاری) از راهی که به جاده ماربره یا جاده نیروگاه تونل دوم معروف است به سمت کول خدنگ برویم طول این راه 5/11 کیلومتر است و کمتر از 2 کیلومتر اول آن آسفالت است و بقیه راه خاکی و کوهستانی ولی نسبتاً صاف است و با هر نوع وسیله نقلیه موتوری می شود آن را طی کرد.
  من به دلیل درد زانو نمی توانستم در این برنامه شرکت کنم و فقط برای ادای احترام به کوه نیم ساعت از آغاز راه را پیمودم و در واقع دوستان را بدرقه کردم و برگشتم. به این دلیل زحمت نوشتن گزارش صعود را این بار همنورد وفادار و دلسوز ما آقای مهدی فضلعلی کشید. چه می شود کرد؟ به قول شادروان عماد رام: «بهار من گذشته شاید» / علی اکبر قلمی
  هدف رسیدن به قله کلونچین مرتفع ترین قله زردکوه بود و مسیر صعود «کول خدنگ» بود.  ساعت 5:30 صبح چهار شنبه 26 تیرماه از اهواز حرکت کردیم. تصور ما این بود که ساعت 5 عصر به پای کوه می رسیم و با توجه به مهتاب شب چهارده صعود را شروع می کنیم و شب را در کوه می خوابیم و پنجشنبه صعود را تمام می کنیم ولی تأخیر و کندی حرکت خودرو باعث شد که ساعت 8 و نزدیک غروب به ابتدای مسیر برسیم و در نتیجه مجبور به اقامت شبانه در همانجا شدیم. ارتفاع این محل 2380 متر بود.
  ساعت 4 صبح پنجشنبه صعود را از مسیر کول خدنگ آغاز کردیم. کول به معنای دره کم عرض و یا شکافی است که در کوه وجود دارد. این مسیر از ابتدا تا قله  از داخل این کول می گذرد و به همین دلیل در طول صعود از دیدن قله که باعث ایجاد انگیزه و بالا بردن روحیه می شود محروم بودیم ولی در عوض از دیدن صخره ها و یخچالهای زیبا در مسیر لذت بردیم. ساعت 6:40 برای صرف صبحانه و تجدید قوا نیم ساعت توقف داشتیم. در ادامه مسیر درگیری با صخره ها و یخچالها و وجود چند چشمه کوچک با آبهای گوارا زیبایی خاصی را به حرکت می بخشید. ساعت 11 به ارتفاع 3550 متری رسیدیم. ویژگی این محل که معمولاً برای کمپینگ شبانه از آن استفاده می کنند وجود یک چشمه پرآب است. در اینجا با گروه فراز تهران روبرو شدیم که شب پیش را در آنجا اقامت کرده بودند. اگر ما هم به موقع رسیده بودیم بایستی شب را در همینجا اقامت می کردیم و با دیدن آنها افسوس ما بیشتر شد. پس از استراحتی کوتاه در این محل به صعود ادامه دادیم و تا ارتفاع 3850 متری بالا رفتیم. طبق قرار قبلی راه بازگشت را در پیش گرفتیم و در ساعت 1 بعد از ظهر در کنار چشمه پیش گفته شده در ارتفاع 3550 متری نهار را خوردیم و به فرود ادامه دادیم. فرود همراه با سر خوردن از روی یخچالهای طولانی مسیر لذت بخش بود. آخرین نفرات گروه ساعت 6 عصر به پایین رسیدند و پس از استراحت در کنار آب سرد و گوارای تونل دوم کوهرنگ به سمت اهواز حرکت کردیم با اصرار زیاد به راننده توانستیم او را تا فارسان وادار به حرکت کنیم (چون حاضر نبود در شب حرکت کند)  شب را پارکی در فارسان گذراندیم و صبح جمعه به راه اهواز ادامه دادیم و ساعت 8 بعد از ظهر به اهواز رسیدیم.
  نکته جالب این برنامه هماهنگی و هم توانی شرکت کنندگان و همت والای آنها بود که با وجود سختی و طولانی بودن مسیر و مشکلات پیش آمده با پشتکار مثال زدنی خود و حرکتی پیوسته و با کمترین استراحت در مسیر به سمت هدف پیش رفتند و من به نوبه خود از یکایک آنان سپاسگزاری می کنم./مهدی فضلعلی

   
شب پیش از صعود در دامنه زردکوه           ابتدای مسیر صعود        سپیده دم در زردکوه           
   
مناظری از یک تونل برفی در مسیر کول خدنگ(تنگ کلونچین)   
       
تصاویری از مسیر صعود
   
تصاویری دیگری از مسیر صعود
   
تصاویری از انتهای مسیر صعود گروه



تصاویر زیر از مناظری گرفته شده که در طول سفر دیدیم و به نظرمان زیبا آمد:

   
سد و تونل دوم کوهرنگ                  تونل اول کوهرنگ                    عشایر دامنه زردکوه
   
منظره ای از روستای دوپلان              صرف ناهار در دوپلان           پارکی در شهر فارسان، محل
(مسیر خوزستان-چهارمحال)                                                   خوابیدن در راه بازگشت      


اسامی شرکت کنندگان در این برنامه به ترتیب حروف الفبا:
۱- علیرضا احمدی                          ۵- اوژند داراب پور                          ۹- علی قنبری
۲- حسین اسعدی                         ۶- محمدرضا ساکیان                     ۱۰- سیاوش معینی
۳- امیر افشاری                             ۷- مهدی فضلعلی                         ۱۱- محمدرضا نبی زاده
۴- مهدی حریزی                            ۸- بیژن قنبری                              ۱۲- ایمان نوین

دریاچه گهر 87

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                              
   
  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

دریاچه گهر
استان لرستان

پنجشنبه ۳۰/۳/۸۷ تا جمعه ۳۱/۳/۸۷

  امسال برای برنامه دریاچه گهر گزارش ننوشته ام. اگر کسی علاقمند به داشتن اطلاعات در مورد اجرای این برنامه باشد می تواند به گزارشاتی که در سالهای پیش در این مورد نوشته ام رجوع کند. مثلاْ گزارش سال ۸۶

زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت        صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی

  مدتی است که روزگار خوشی ندارم. سوای مشکلات زندگی که همواره کوشش کرده ام آنها را به سخره بگیرم مشکلات جسمی آزارم می دهد. این اواخر زانوی راستم بی وفایی می کند. تاکنون مشکلات دیسک کمر و عروق قلب و درد مفاصل را چندان جدی نمی گرفتم ولی این یکی به طور جدی مرا گرفته و بد جوری زمین گیرم کرده. به همین خاطر مدتی است برنامه درست و حسابی نداشته ام و در نتیجه حرفی برای گفتن نداشته ام. چندی پیش تصمیم گرفتم دین هرساله ام را به دریاچه گهر ادا کنم و سری به آنجا بزنم. چهار نفر از دوستان ایذه ای هم بر من منت گذاشتند و همراهیم کردند.(آقایان:آقایی، قربانی، داوودی و شکیبانیا) ولی  دیدم که این زانو به درد گهر هم نمی خورد چون تا حالا که نزدیک سه هفته از آن برنامه می گذرد هنوز دارم درد می کشم. سخن کوتاه کنم. نمی خواستم از این برنامه گزارشی بنویسم ولی دیدم بالاخره باید یک جوری نشان بدم که هنوز زنده ام.به این خاطر چند عکسی را که در این برنامه گرفته بودم با توضیحاتی تقدیم می کنم:

   
    در کوپه قطار                   پل نزدیک چشمه پنبه کار               میوه درخت مهلب
   
         اثر حرکت مار روی خاک            استحصال موسیر!!         گل برنجاس یا برنجاز (گیاه دارویی)
   
ماهیگیر موفق!!                          بهار دریاچه گهر                      انبوه گلهای بابونه

چیزی که در کف دست دوستمان می بینید در کنار دریاچه گهر دیدیم و برای همگی ما جالب بود. اول فکر کردیم منشأ گیاهی دارد ولی وفتی دقت کردیم دیدیم یک کرم داخل آن است و این خارهای به ظاهر چوبی روی یک پوست نرم قرار دارند که اجزای بدن کرم هستند و از کرم محافظت می کنند!!

صعود به قله کلار 87

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند، لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                           
 
  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

صعود به قله کلار(Kallar)
(استان چهارمحال و بختیاری)
3610 متر
۱۹/۲/۸۷


نمایی از شهر گندمان، تالاب و کشتزارهای اطرافش. شهر بروجن نیز در دوردست دیده می شود

  امسال هم به کلار رفتیم. این کوه دوست داشتنی که به دلیل داشتن زیباییهای منحصر به فردش در بین کوهنوردان استان چهارمحال و بختیاری و استانهای همجوار شهرت و محبوبیتی خاص دارد. و چقدر خوشحال شدیم که در این خشکسالی که طبیعت را در اکثر جاها دلگیر کننده کرده است در کلار نشانی از این پدیده غم انگیز ندیدیم. به  خصوص در روزی که هوا علی رغم بادهای شدید و سرد، بسیار صاف بود و همان طور که در عکسها دیده می شود تا دورترین جاها را می توانستیم ببینیم. دفعات پیش که به کلار رفته بودیم با تعداد نفراتی کم و غریبانه رفتیم ولی این بار در قالب یک گروه 32 نفری رفتیم  که اکثر آنها را جوانان مصممی تشکیل می دادند که از رفتن به کوهستان به وجد آمده بودند و سختی صعود را که این بار بر حسب تصادف بیشتر شده بود به جان می خریدند. از سویی دیگر این بار افتخار همنوردی با استادانی چون احمد آقایی و سلطان محمد سوخته زاده و فریدون شکیبانیا را داشتیم که از ایذه به ما ملحق شده بودند. البته جای استاد بزرگواری به نام فیروز آقایی خالی بود که قرار بود از بروجن به ما ماحق شود و راهنمای ما باشد که متأسفانه به علت درگذشت دایی خود نتوانست ما را همراهی کند.  و دراینجا بود که احمد آقایی با توانایی هایی که در شناخت کوه و تشخیص مسیر دارد بچه ها را به سمت قله هدایت کرد. اگر چه این مسیر نسبت به مسیر معمول طولانی تر و سخت تر شد ولی اگر غیر از این می بود بایستی از اجرای برنامه صرف نظر می کردیم. در اینجا باید هم از آقای آقایی و هم از بچه های گروه تقدیر کرد که خم به ابرو نیاوردند و با استقامت این صعود را که در حالت عادی با 1400 متر ارتفاع صعود یک صعود سخت به حساب می آید از مسیری مشکل تر از معمول به انجام رساندند.
                                    
                                         * * * * * * * * * * * * * * * * * *
  در مورد مشخصات این کوه در گزارش کلار سال 85 مطالبی نوشته ام که در اینجا تکرار نمی کنم به جز چند مورد که به نظرم آمد که لازم است به مطالب پیشین اضافه کنم. یکی موقعیت دقیق جغرافیایی آن است که باید بگویم در کنار تالاب گندمان است که گندمان یک بخش از شهرستان بروجن و به فاصله 20 کیلومتری آن است. بروجن از نظر بزرگی دومین شهر استان چهار محال و بختیاری و در فاصله 60 کیلومتری از شهرکرد و 100 کیلومتری از اصفهان است. وسیله نقلیه برای رفتن به دامنه کوه کلار از بروجن به راحتی یافت می شود. البته برای ما که از خوزستان به این کوه می رویم اگر وسیله اختصاصی داشته باشیم مثل این بار که یک اتوبوس دربست کرده بودیم لازم نبود که به بروجن برویم و از نرسیده به بروجن به گندمان و بعد به روستای نصیر آباد که مبدأ صعود بود رفتیم.


مسیر صعود امسال(سرخ) و مسیر صعود متداول(آبی)

   
      عکس دستجمعی گروه                آغاز حرکت از اهواز       روستای نصیرآباد، آماده برای صعود
   
                            در ابتدای مسیر صعود                            
   
فواصل استراحت در بین راه
    
نمونه هایی از زیباییهای مسیر صعود
   
بوته های لاله واژگون
   
یکی از انواع گلهای مسیر                  بوته چویل                          یکی از انواع گلهای مسیر
   
                     مناظری از نزدیکی قله                       
   
لکه های برف در مسیر
   
                         لذت صعود                                                مسیر بازگشت
   
منظره ای از باغ چیرو در ارتفاع       بازگشت به روستای نصیرآباد     انگار نه انگار که دیروز تو گرمای
۲۰۰ متری از مبدأ صعود                                                                   اهواز بودند        
   
مناطری از محل استراحت در کنار چشمه های روستای نصیرآباد


اسامی افراد شرکت کننده در این برنامه به ترتیب حروف الفبا:

۱- احمد آقایی                          ۱۲- اوژند داراب پور                                 ۲۳- علی اکبر قلمی
۲- عادل احمدی                        ۱۳- نوید رضایی نیا                                ۲۴- بهزاد قنبری
۳- حسین اسعدی                    ۱۴- منوچهر زنگنه                                  ۲۵- بیژن قنبری
۴- احمد بیت مشعل                  ۱۵- سلطانمحمد سوخته زاده                   ۲۶- کورش کیانی
۵- مالک بنی اسد                     ۱۶- صمد صهبانی                                 ۲۷- ابراهیم محمدی
۶- مصطفی بهمنی                    ۱۷- فریدون شکیبانیا                              ۲۸- امیر مشهدی
۷- هومن بیگ                           ۱۸- مهری طالبی                                  ۲۹- محمدرضا نبی زاده
۸- فاطمه پرهیزکار                     ۱۹- فرداد عزیزکریمی                             ۳۰- ایمان نوین
۹- نورالدین حریری                    ۲۰- مهدی فضلعلی                                ۳۱- علی وکیل
۱۰- علی حقیقی                     ۲۱- لیلا فیروزبخت                                  ۳۲- غزاله وکیل
۱۱- مولود خلیلیان                    ۲۲- تهمینه قلمی

آبشار شوی 87  (29/1/87)

  وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                           
 
  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

کوه پیمائی تا آبشار شوی
(شمال خوزستان)
پنجشنبه ۲۹/۱/8۷


نمایی از آبشار دوم شوی و آبگیر زیر آن

پیش از بازدید از این گزارش به این مطلب توجه بفرمایید:
   اطلاعاتی را که در این گزارش آورده ام از جای دیگری نیاورده ام. همگی را خودم با زحمت بسیار و با ابزارهایی که در اختیار داشته ام فراهم کرده ام.(البته در این برنامه بیشتر عکسها را همنورد عزیزمان آقای کورش کیانی گرفته اند که بعضی هایشان مخصوصاْ آنهایی را که از مسیر کابل گرفته شاهکار هستند.) این کار را برای آگاهی دیگران کرده ام و می توانید با ذکر نام گروه و آدرس سایت ما از آنها در جاهای دیگر از آن استفاده کنید. استفاده از آنها بدون رعایت این نکات کاری ناپسند، ناجوانمردانه و دور از اخلاق است.

نقطه آغاز: ایستگاه تله زنگ (ارتفاع: ۴۸۴ متر)
نقطه پایان: آبشار سوم شوی (ارتفاع: ۸۱۷ متر)
ارتفاع پای آبشار اول (آبشار بزرگ): ۷۸۴ متر
طول مسیر: تا آبشار اول، ۱۱ کیلومتر و تا آبشار سوم ۱۲ کیلومتر

  آبشار شوی در نزدیکی روستای شوی از توابع شهر سردشت درشمال خوزستان و در سمت شرق ایستگاه راه آهن تله زنگ در مسیر اندیمشک - دورود واقع شده. ( ششمین ایستگاه بعد از اندیمشک و هشت ایستگاه مانده به دورود و به عبارتی آخرین ایستگاه استان خوزستان است).  دسترسی به تله زنگ تا حال حاضر فقط از طریق راه آهن مقدور است و ازتله زنگ تا آبشار شوی را با چهار تا پنج ساعت کوه پیمایی می توان پیمود. البته افراد محلی این کار را در یکساعت و نیم الی دوساعت انجام می دهند. (دیدیم که دوست و همنورد عزیزمان آقای مهندس داموغ هم همین کار را کرد!! ماشاءالله.) در انتهای راه و در نزدیکی آبشار، مسیر از چند پرتگاه دیوار مانند خطرناک می گذرد. البته برای عبور از این جاها کابل هایی نصب شده که به کمک آنها می توان گذشت. در یکی دو محل بدون این کابلها، عبور نشدنی است و خوشبختانه تاکنون نشنیده ایم که در این مسیر کسی سقوط کرده باشد. جا دارد که از شادروان «حاج علی چراغی چکان» که با بی باکی و خیرخواهی کار نصب این کابلها را انجام داد یادی بکنیم و برایش آرزوی آمرزش کنیم. اینجانب و عده ای از دوستانم در سال 1375 از مهمان نوازی این بزرگوار بهره مند شده ایم. درود به روان پاکش.
  ارتفاع از سطح دریا در تله زنگ 448 متر ودر محل ریزش آبشار 784 متر و در بالای آبشار 846 متر میباشد. ارتفاع آبشار 62 متر و پهنای آن در سالهای آبسالی حدود 60 متر میباشد ولی امسال که خشکسالی داشتیم پهنای آن درست نصف شده.
  برای رفتن به آبشار از تله زنگ راه دیگر و کم خطری نیز وجود دارد که مال رو است ولی مسافت آن طولانی تر است. همچنین راه دیگری نیز از سردشت دزفول وجود دارد که عبور از آن حدود 12 ساعت زمان می برد.
  بد نیست که کمی هم از روستای شوی (Shavi) بگوییم. این روستا در 8 کیلومتری ایستگاه و در مسیر آبشار قرار دارد. در سالهای پیش روستای آبادی بود ولی به دلیل محرومیت فوق العاده از جمله نداشتن راه، برق، آب بهداشتی و ... سال به سال جمعیت آن تحلیل رفته و امسال فقط 6 خانوار ساکن داشت و مدرسه آن هم تعطیل شده بود. البته جای تقدیر از شرکت مخابرات دارد که با استفاده از پنل های خورشیدی و ماهواره امکان ارتباط با خارج از روستا را فراهم کرده. ولی ای کاش یک مخزن نفت در آنجا کشف می شد تا کمی به آنجا می رسیدند!! البته اگر نگاه خردمندانه ای به این محل بشود می توان دید که وجود این آبشار چیزی ارزشمند تر و درآمد زا تر از چندین چاه نفت است. ما که تا بحال چنین نگاهی به آن نکرده ایم.


نمودار پستی و بلندیهای مسیر

  
مقایسه این دو عکس، تفاوت آبشار شوی را در سالهای آبسالی و خشکسالی نشان می دهد
   
موقعیت محل در منطقه و مسیر حرکت از ایستگاه تله زنگ تا آبشار    عکس دستجمعی گروه  
   
   ایستگاه تله زنگ                  لوح یادبود پل تله زنگ                  پل تله زنگ        
   
ازدحام داخل قطار                     عبور از روی پل تله زنگ روی رودخانه دز           
   
          حرکت از تله زنگ و بدرقه کودکان تله زنگی با نگاه             ادامه مسیر از کنار رودخانه دز
   
            ادامه مسیر              روستای شوی و آقای محمدی       اندکی بعد از روستای شوی
یکی از معدود ساکنان آن 
   
قسمتهای دشواری از مسیر
   
قسمتهای دشوارتری از مسیر که از یک دیواره پرتگاه و به کمک سیم بکسل انجام می شود
   
       پایان پرتگاه                      شنای پسر ها                   و شنای دخترها 
            
                       آبشار اول                             آبشار دوم                  محل آبشار سوم که به علت
                                                                                              خشکسالی به این روز در آمده


اسامی افراد شرکت کننده گروه ما در این برنامه به ترتیب حروف الفبا:
۱- محمد آب شیرینی                    15- میلاد پاداش                        29- عارفه صفایی مقدم
2- رسول اسعدی                         16- حسین چالیک                     30- مهسا عبدویس
۳- شاهین اسفندیاری                  17- فریبا چناری                         31- هدی عبدویس
۴- عبدالحسین اسکندری              18- علی حسینی                     32- الناز فاضلی
5- علی اطمینانی                        19- حیدر حسینی پور                33- علی اکبر قلمی  
۶- مهسا اطمینانی                      20- مسعود خوش نظر                34- بیژن قنبری 
۷- امیر افشاری                           21- نورعلی داموغ                     35- غلامرضا کاکائیان
8- پویا ایزدی                               22- منوچهر زنگنه                      36- مهیا کردانی
9- سلیمان بهمنی                      23- محمدرضا ساکیان                 37- عباس کیانی
10- مصطفی بهمنی                    24- فخرالسادات سید طبیب        38- کورش کیانی
11- میلاد بیگی                           25- سینا شیرمحمدی                39- مینا مددی
12- پریسا پدیدیان                       26- مهشید شیرمحمدی             40- یاسمن مکارمی
13- سارا پدیدیان                         27- سعید صابونچی                  41- سینا موسویون
14- سمیرا پدیدیان                       28- امین صجراگرد

  لازم به ذکر است که در هنگام اجرای این برنامه به جز گروه ما چندین گروه دیگر از شهرهای اهواز، دزفول، تهران، کرج، همدان، بروجرد، اراک، محلات و... در آنجا این برنامه را اجرا کردند.

تنگ رشید (17/12/86)

وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنهانميبرم.
                                                                           
 
  برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

کوه پیمائی در تنگ رشید (ایذه)
از پیان تا  دشت سوسن
آدینه ۱۷/۱۲/8۶


نمای جنوبی تنگ رشید، منظره ای از دشت پیان و مزارع اطراف آن

نمای شمالی تنگ رشید، منظره ای از دشت سوسن

ارتفاع آغاز راه : 770 متر
ارتفاع پایان راه: 690 متر
بالاترین ارتفاع مسیر: 1۳73 متر
طول مسیر: 5/7 کیلومتر

 در فروردین ماه امسال برنامه ای از پیان تا دشت سوسن اجرا کردیم که در این مسیر از تنگه ای به نام تنگ رشید گذشتیم. در آن برنامه چون راهنما نداشتیم با راهنماییهای شفاهی که از قبل شنیده بودیم از سمت راست تنگه گذشتیم. گرچه راهی که از آن گذشتیم کمی طولانی تر بود ولی به علت بارندگیهای سال گذشته و سرسبزی مسیر لذت بیشتری از دیدن زیباییهای آن بردیم. امسال راهنما داشتیم و با راهنمایی او از سمت چپ تنگه و از بقایای یک راه باستانی بسیار جالب توجه گذشتیم. (از اواسط راه هر دو مسیر یکی می شود) آن طور که از یکی از دوستان باستان شناس خود شنیدم این راه مربوط به زمان اتابکان لر در چهارصد پانصد سال پیش است و به نظر می رسد به منظور عبور عشایر در مسیر ییلاق قشلاق ساخته شده باشد. اگرچه به علت کم بارانی امسال، این مسیر هم مانند جاهای دیگر خوزستان سرسبز نبود ولی با فضای صمیمی موجود بین همنوردان یک خاطره خوب از این روز برایمان به جای ماند.
برای اجرای این برنامه ساعت 5:30 روز آدینه 17/12/86 از اهواز حرکت کردیم و تا روستای پیان سفلی پیش رفتیم (15 کیلومتر بعد از ایذه). ساعت 9، در آغاز راه با یک صعود 600 متری به بالای تنگه رسیدیم و بعد با فرود از دامنه شمالی کوه به داخل تنگه رسیدیم و سرانجام پس از پیمودن یک مسیر 5/7 کیلومتری در ساعت 16 از تنگه خارج شدیم و به روستای تنگ رشید در منطقه سوسن رسیدیم. به دلیل اینکه بعضی از همنوردان ما برای اولین بار بود که به کوه می آمدند و مسیر هم به صورت رفت و برگشت نبود و همه باید تا انتهای مسیر می رفتند زمان اجرای برنامه ما نسبتاْ طولانی شد. عصر با اتوبوسی که ما را تا پیان آورده بود و در این روستا منتظر ما بود به اهواز بازگشتیم. در مسیر بازگشت سری هم زدیم به اشکفت سلمان که از آثار باستانی زمان عیلام است و در حاشیه شهر ایذه قرار دارد.
در خاتمه توصیه می کنم که گزارش برنامه پیشین ما را هم بخوانید چون عکسهای گزارش برنامه پیشین ما به دلیل سرسبز بودن این منطقه در آن زمان جلوه بیشتری دارند.


اسامی افراد شرکت کننده در این برنامه به ترتیب حروف الفبا:
۱-  شهلا احمدی                      ۱۳- علی حقیقی                             ۲۵- شیوا قنبرپور
۲-  شیرین احمدی                    ۱۴- مریم خالو                                  ۲۶- غلامرضا کاکائیان
۳-  عادل احمدی                       ۱۵- مولود خلیلیان                            ۲۷- معصومه کرمی فرد
۴-  علیرضا احمدی                    ۱۶- لیلا خوشکام                              ۲۸- الهام محمدی
۵-  شاهین اسفندیاری              ۱۷- اوژند داراب پور                            ۲۹- امیر مشهدی
۶-  عبدالحسین اسکندری          ۱۸- نورعلی داموغ                            ۳۰- محمدرضا نبی زاده
۷-  آمنه بیت لفته                     ۱۹- منوچهر زنگنه                             ۳۱- علی وکیل
۸-  پریسا پدیدیان                      ۲۰- محمدعلی سلیقه                       ۳۲- غزاله وکیل
۹-  فاطمه پرهیزکار                   ۲۱- سینا شیرمحمدی                        ۳۳- آرزو همایون نیا
۱۰- لینا چاسبی نژاد                ۲۲- شایسته صفار                             ۳۴- شاهین یوسفی
۱۱- مهدی حریزی                     ۲۳- صمد صهبانی
۱۲- حیدر حسینی پور               ۲۴- علی اکبر قلمی

   
نمودار پستی و بلندیهای مسیر   مسیر برنامه روی تصویر هوایی  موقعیت تنگ رشید در منطقه
   
          بخشهایی از راه باستانی پیان به دشت سوسن         عکس گروه در بلندترین نقطه مسیر
   
تصاویری از نمای جنوبی تنگ رشید
   
تصاویر دیگری از مسیر(در عکس سمت راست تالاب میانگران و سمت چپ دشت سوسن پیداست)
   
ادامه مسیر                                             زمان استراحت و نهار                 
   
                استراحت و کارهای اضافی!!                                یکی از مناظر مسیر
   
عکسهایی از مسیر برگشت

کوه سفید بهبهان (18 و 19/11/86)

   وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنها نميبرم.
                                                                                 
 برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

صعود به کوه سفید لیکک
۳۱۰۰متر
کهگیلویه، لیکک، روستای برآفتاب
۱۸ و ۱۹/۱۱/8۶

    این صعود از سلسله صعودهای فصلی هیئت کوهنوردی استان خوزستان بود و با عنوان صعود زمستانی به کوه سفید بهبهان صورت گرفت. البته این کوه در استان کهگیلویه و بویراحمد و در محدوده شهر لیکک قرار دارد ولی از دیرباز به علت نزدیکی با بهبهان و اینکه راه دسترسی به آن از بهبهان می گذرد و در واقع نزدیک ترین شهر بزرگ به آن بهبهان است به این نام مشهور شده است.
  طبق برنامه اعلام شده ساعت 1:30 روز پنجشنبه ۱۸/۱۱/۸۶ در سه راه امیر حاضر (امیر حاضر نام امامزاده ای است در 20 کیلومتری بهبهان) حاضر شدیم. و از آنجا به لیکک و سپس روستای سرآسیاب و بعد به سمت امامزاده دیگری به نام امامزاده ابراهیم که در محلی به نام «تنگ منگزو» قرار دارد رفتیم. در حدود 2 کیلومتر مانده به امامزاده راه آسفالته تمام شد و این مسیر 2 کیلومتری را که 300 متر اختلاف ارتفاع داشت پیاده طی کردیم. شب را بعضی در صحن امامزاده و بعضی دیگر در اطراف آن در چادرهایشان گذراندند. صبح روز بعد ساعت 2 بامداد بیدارباش اعلام شد و ساعت 3 حرکت شروع شد.حدود ساعت 6:30 به پناهگاه رسیدیم. تقریباً نیمی از این مسیر پوشیده از برف بود. بعد از استراحت و خوردن ناشتا با راه خود ادامه دادیم. در ساعت ساعت 11 به قله رسیدیم. نهار را در پناهگاه خوردیم و ساعت 5 بعد از ظهر به محل حرکت صبح یعنی امامزاده رسیدیم.
  در زیر بعضی فواصل را که می تواند مفید باشد می نویسم:

فاصله سه راه امیر حاضر تا  لیکک:  23 کیلومتر (نیم ساعت)
لیکک تا سرآسیاب:                      33 کیلومتر (1 ساعت)
سرآسیاب تا انتهای آسفالت:       5/6  کیلومتر
امامزاده تا پناهگاه:                        6 کیلومتر
پناهگاه تا قله:                              4 کیلومتر
 
  و این هم ارتفاع بعضی از نقاط:

سه راه امیرحاضر:  324  متر
لیکک:                 687  متر
سر آسیاب:          1064متر
امامزاده:              1640متر
پناهگاه:              2310متر
قله:                   3100متر 


نمودار پستی و بلندیهای طی شده در مسیر 

   
نقشه مسیر روی عکس                   انتهای مسیر روز اول، محل استراحت شبانه      
ماهواره ای گوگل                                                                                   
   
سپیده دم روز دوم، آغاز حرکت                         مناظری از مسیر در سپیده دم                    
   
تصاویری از ادامه مسیر و پناهگاه کوه سفید
   
جلوه هایی از مسیر صعود به کوه سفید
   
مناظر دیگری از کوههای اطراف کوه سفید
   
عکسهای یادگاری
   
      تصویری از برم الوان        تصویری از کوههای اطراف تنگ ماغر              منظره ای از مسیر   
   
تصاویری از مسیر برگشت و محل استراحت در بازگشت

صعود به کوه بیلوا 86 (5/11/86)

   وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنها نميبرم.
                                                                                 
 برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

صعود به کوه بیلوا
۱۷۲۰متر
مسجدسلیمان، بخش اندیکا، سد شهید عباسپور
۵/۱۱/8۶


دریاچه سد شهید عباسپور و کوههای کی نو، لیله و...

ارتفاع مبدا (ساحل دریاچه سد) : ۵۱۵ متر
ارتفاع قله : ۱۷۲۵ متر
طول مسیر : ۵/۵ کیلومتر

  این سومین سال پی در پی است که به کوه بیلوا صعود می کنیم. و هر بار هم از یک مسیر جداگانه. جذابیت این کوه هم در همین است چون دارای قله های متعدد است و برای رسیدن به هر کدام باید از ابتدا مسیر خاص خودش را تعیین کرد. جالب است که بگویم هنوز هم مسیر های نارفته دیگری وجود دارد که اگر عمری باقی بود خواهیم رفت. نکته جالب تر این است که برای صعود به این کوه هم می توان از سمت شرق آن (سمت ایذه) و هم از سمت غرب آن (سمت مسجدسلیمان، دریاچه سد شهید عباسپور) برنامه ریزی کرد. اگر از سمت ایذه مورد نظر باشد باید از مسیر روستاهای پیان، کفت چهوار، پل رودخانه شمی و بعد از آن روستای انجه و یا کل چنار (دو مسیر) رفت و اگر بخواهیم از سمت دریاچه برویم باید از مسجد سلیمان به سمت اندیکا و روستای کوشک و بعد از آن دریاچه سد رفت. این نکته را باید مورد توجه قرار داد که اگر مبدا صعود از سمت شرق باشد ارتفاع از سطح دریا حدود ۹۵۰ متر است و اگز از سمت دریاچه باشد ارتفاع از سطح دریا در آنجا حدود ۵۰۰ متر است که اگر چه حدود ۴۵۰ متر صعود را بیشتر می کند ولی دیدن زیباییهای دریاچه ارزش آن را دارد.
   روی یکی از تصویرهای ماهواره ای که در زیر آورده ام مسیرهای صعودهای سه سال گذشته را با سه رنگ مختلف نشان داده ام. گزارش های صعودهای سال 84 و سال 85 را نیز در بخش گزارشهای تصویری می توانید ببینید.
  


نمودار پستی و بلندیهای مسیر طی شده

 
مسیر صعود های سه سال گذشته ما به بیلوا و همچنین موقعیت بیلوا در منطقه شمال خوزستان
روی عکسهای ماهواره ای گوگل
    
کوه بیلوا در سپیده دم       در کنار جزیره معروف سد شهید عباسپور       منظره ای از مسیر
   
مناظری از دریاچه سد شهید عباسپور در مسیرصعود از بالای کوه بیلوا
   
مناظر دیگری در مسیر صعود
   
قله بیلوا              دریاچه سد و کوههای شمال خوزستان        دیواره قله بیلوا
   
         عکس یادگاری         باز هم کم آبی و متوسل شدن به برف   منظره کوه بیلوا در غروب

صعود به کوه دلا (3/12/86)

   وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنها نميبرم.
                                                                                 
 برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

صعود به کوه دلا
۲۱۸۵متر
مسجدسلیمان، بخش اندیکا، روستای شلال
۳/۱۲/8۶


ارتفاع مبدأ: 1450 متر
ارتفاع قله:  2185 متر
ارتفاع صعود: ۷۳۵ متر
طول مسیر: ۵/۴ کیلومتر


نمودار مسیر صعود

 
موقعیت کوه دلا در منطقه و نمایش مسیر صعود روی تصویر ماهواره ای گوگل

شرکت کنندگان به ترتیب حروف الفبا:
 
1- علیرضا احمدی                        ۱۰- سینا شیرمحمدی               19- غلامرضا کاکائیان
2- پویا ایزدی                               11- مهشید شیرمحمدی           20- مهیا کردانی
3- مولود برات زاده                        12- عارفه صفایی مقدم            21- سیاوش معینی
4- مصطفی بهمنی                      13- مهسا عبدویس                  22- احسان منافیان
5- میلاد پاداش                            14- هدی عبدویس                   23- محمدرضا نبی زاده
6- فریبا چناری                             15- فرداد عزیزکریمی                24- علی وکیل
7- اوژند داراب پور                         16- آرش فرخی                       25- غزاله وکیل
8- محمدرضا ساکیان                    17- مهدی فضلعلی
9- رسا شیرعلی                         18- علی اکبر قلمی


   کوه دلا برای ما خوزستانیها به دلایل زیر کوهی خاطره انگیز است:
1- از دیرباز ترانه های بختیاری که بازگو کننده حماسه ها و یا زیباییهای طبیعی پیرامون این کوه است در گوشمان زمزمه شده است.
2- جاده در دست ساخت مسجدسلیمان به شهرکرد از تونلی که در دل این کوه حفر شده و به تونل دلا معروف است می گذرد.
3- راه آسفالته تا پای این کوه و ابتدای صعود وجود دارد. اگر چه این راه از اهواز حدود 200 کیلومتر درازا دارد.
4-  این کوه در مسیر کوچ ایل بختیاری قرار دارد و در فصل بهار دیدن حماسه های کوچ، به یاد ماندنی و تفکر انگیز است (به اعتقاد من هر بار کوچ ایل بختیاری یک حماسه است)
5- صعود به این کوه با ارتفاع صعود کم یک برنامه سبک است که تقریباً از عهده هر کس بر می آید به همین دلیل بسیاری از ما از جمله خود من اولین برنامه کوهنوردی را با صعود به این کوه آغاز کرده ایم.
   این کوه در شمال خوزستان و در شمال شرق مسجد سلیمان قرار دارد. در این سایت گزارش دیگری از صعود به این کوه در در تاریخ 27/1/83 انجام دادیم، نوشته ام. متأسفانه این بار به دلیل کم بارانی و سردی زیاد هوای امسال و وجود غبار، آن زیباییهای همیشگی را ندیدیم و به همین دلیل عکسهای گزارش پیشین، اگر چه با دوربینی ضعیف تر گرفته شده اند اما زیباترند . ولی به هر حال بر فراز این کوه تجدید دیداری با همه کوههای شمالی خوزستان از مافارون کوه سفید گرفته تا کی نو و جاوی (جهان بین) کردیم. و جلوه هایی هم از دریاچه سد شهید عباسپور و شط بی آب شیمبار (شیرین بهار) دیدیم. و از همه مهمتر برای اولین بار ارتفاع دقیقی از قله این کوه به دست آوردم.
   لازم به ذکر است که در مسیر مسجد سلیمان به دلا و به فاصله اندکی مانده به گدار لندر، توقفی داشتیم و از معبد باستانی برد نشانده که در کنار جاده قرار دارد دیدار کردیم که چند عکس هم از این بازدید در این گزارش آورده ام.


   
تصاویری از معبد برد نشانده (دوران اشکانی) در مسیر اندیکا
     
تابلوی راهنمای برد نشانده                  مسیر تونل دلا                    دهانه غربی تونل دلا    
   
نمایی از قله کوه دلا                    ابتدای مسیر صعود                     ادامه مسیر صعود
   
مهدی فضلعلی،یار وفادار گروه                                  ادامه مسیر صعود                             
   
              تصاویر زیبایی از پیوند زمستان با بهار                      این هم شاهکار مهدی فضلعلی
   
نمای شط شیمبار از بالای قله                              عکسهای یادگاری در بالای قله                
   
استراحت بعد از صعود              نمای دیگری از شط شیمبار           در مسیر بازگشت      
  و کوههای شمال خوزستان

صعود به کوه غارون 86

   وقتی ستارگان به من چشمک می زنند و گلها تبسم می کنند ، اگر کسی ديگر با من نبيند لذتی از ديدن آنها نميبرم.
                                                                                   برگرفته از خامه گهربار زنده ياد نظام وفا

صعود به کوه غارون
استان خوزستان، شهرستان دهدز، روستای فالح
صعود سراسری پائیزه استان خوزستان
۲۲ و ۲۳/۹/8۶

دورنمایی از کوه غارون
دور نمائی از کوه پر شکوه منگشت و قله غارون

غارون، گمنام ولی با شکوه با ارتفاع صعود 2600 متر
   به جرأت می توان گفت که کوههای استان خوزستان به درستی شناسانده نشده اند و کوهنوردان سایر استانها و حتی هم استانیهای خودمان از لذت صعود به بعضی از آنها محروم مانده اند. بسیاری از دوستان غیر  خوزستانی ما وقتی گزارشات صعود ما به کوههای خوزستان را می خوانند پیش از هر چیز به ارتفاع آن می نگرند و بر ما خرده می گیرند که برنامه های ما جدی نیست و جنبه گلگشت دارد. اگر این دوستان به ارتفاع نقطه شروع توجه کنند متوجه خواهند شد که مثلاً برای صعود به کوه 2150 متری چیوه در شمال ایذه باید از دامنه 850 متری آن حدود 1300 متر صعود کرد.
   کمتر کوهی در ایران وجود دارد که همچون غارون 2600 متر ارتفاع صعود داشته باشد و علاوه بر آن چشم انداز های بی نظیری داشته باشد همچون: دریاچه سد کارون 3، محل تلاقی رودخانه های خرسان و کارون، تنگه محل احداث سد کارون 4، گردنه نفس گیر بلوط بلند در مسیر اهواز – اصفهان و بسیاری از قلل مشهور زاگرس میانی
   گزارشی را که در زیر می خوانید از صعود سراسری پاییزه کوهنوردان خوزستانی تهیه شده که در روزهای 22 و 23 آذر ماه 86 به همت هیئت کوهنوردی استان خوزستان برگزار شد که گروه ما (گروه کوهنوردی زاگرس) از زحمات مسئولین هیئت استان و همچنین هیئت کوهنوردی شهرستان ایذه تشکر می کند. همچنین از همنوردان خود در تیم مجتمع فولاد خوزستان نیز که در این برنامه ما را شرمنده محبتهای بی دریغ خود کردند سپاسگزاری می نماییم.


دورنمایی از مناظر شمالی کوه غارون
منظره کوههای شمالی کوه غارون و دریاچه سد کارون ۳

شرح برنامه به اختصار:
   1-تجمع گروههای کوهنوردی شهر های مختلف در استادیوم ورزشی ایذه در ساعت 9 صبح 22/9/86
   2- حر کت به سمت دهدز و پس از آن عبور از عرض دریاچه سد کارون 3 با بارج و سپس رفتن به روستای فالح (فالح آخرین روستای خوزستان است و روستاهای مجاور آن جزء استان چهارمحال و بختیاری است و همگی در دامنه کوه غارون قرار دارند و در واقع این کوه در مرز سه استان خوزستان و چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد قرار دارد)
   3- صرف نهار مختصر در روستای فالح (ارتفاع:1030 متر) و صعود تا محلی به نام چشمه ایوک «Ayook» (ارتفاع:1۵۲0 متر) و اقامت شبانه در آن محل.
   4- صعود از چشمه ایوک  تا ارتفاعی در حدود 2600 متر.
   5- بازگشت از کوه و پس از آن حرکت به سمت اهواز.

توضیح:
   برای رسیدن به قله غارون مسیرهای گوناگونی از جهات مختلف وجود دارد که مسیر انتخابی ما رایج ترین آنهاست ولی برای صعود تا قله باید مسیر طی شده در روز اول خیلی بیشتر از مسیر ما باشد و در محلی بالاتر از چشمه ایوک شب مانی کرد ولی به علت شرایط خاص صعودهای سراسری با تعداد زیاد و وضعیت خاص آب و هوایی در این فصل که چشمه های آب بالاتر از چشمه ایوک خشک هستند این صعود به این گونه برگزار شد. 


نموار پستی و بلندی های طی شده در مسیر که البته همان طور که مشاهده می شود
به ندرت پستی وجود دارد وتقریباْ همه مسیر بلندی و با شیب زیاد است


    
       استادیوم ورزشی ایذه         عکس یادگاری با آقای دهقان  روستای لیرسیاه در ساحل راست
محل تجمع کوهنوردان استان         گوینده اخبار تلویزیون            کارون (محل سوار شدن بارج)
   
    منتظر رسیدن بارج               عکس یادگاری در کنار بارج          در حال سوار شدن به بارج
   
در حال پیمودن عرض دریاچه       در حال آماده شدن برای صعود               شروع صعود              
   
          در مسیر صعود              آب گرمکن در روستای بدون گاز    بخشی از دریاچه سد کارون ۳
   
                    شب مانی در چشمه ایوک                                 مسیر چشمه ایوک به قله
   
بلورهای یخ                              پاییز غارون                         استراحت در مسیر
   
                 نقطه پایانی مسیر                                          در راه بازگشت