امان از دست «اون» (18/4/85)
من نمی دونم از دست «اون» چکار کنم هر چی ازش مراقبت می کنم که خرابکاری نکنه آخرش دستشو از تو دستم ول می کنه و به قول برو بچ یک سوتی میده. اگر یادتون باشه همین اواخر یک مطلب در باره اش نوشتم و کلی ازش تعریف و تمجید کردم که بالاخره «اون» داره کوهنورد میشه و دست از دره نوردی برداشته و دیگه به کوه میره و از همه مهمتر تا قله میره و چنین می کنه و چنان نمی کنه و درد سرتان ندهم کلی شومی (ببخشید هندوانه) زیر بغلش گذاشتم بلکه اونو شیر کنم تا دیگه بودجه کوهنوردی امور ورزش را صرف پیک نیک در کول و مول های اطراف دزپیل(ذزفول) نکنه ولی دیدم متاسفانه نشد که نشد و به قول معروف نرود میخ آهنین در سنگ. «اون» دوباره فیلش هوای هندوستان کرد و یک برنامه نصف روزه به کول خرسون ( یا به قول خودش دره خرسها) ترتیب داد و بعد، هم خودش و هم بادمجان دور قاب چین هایش دم گرفتند که الهی شکر که این برنامه هم با موفقیت اجرا شد و به همه اهداف از پیش تعیین شده رسیدیم بدون اینکه خون از دماغ کسی بیاد!!! البته حق به جانب «اونها» است چون می بینند دیگران وقتی برنامه های کوچکی مثل صعود به «اورست» و «آیلند پیک» را اجرا می کنند موقع برگشتن دست و پای چند نفرشان به گردنشان آویزان می شود ولی به حمدالله صعود نصفه روزه «اونها» به ارتفاعات سلسله جبال!! کول خرسون و قلعه شاداب همیشه قرین موفقیت بوده. الهی شکر.
البته آنچه مایه تاسف است این است که به علت ناآگاهی و عدم شناخت امور ورزش از رشته کوهنوردی «اون» می تواند چنین برنامه هایی را به عنوان کوهنوردی جا بیاندازد و عنوان هیئت ورزشی موفق را هم بگیرد.